«نجات مردم»؛ روایتی تکراری با پایانی آشنا
✍🏻بار دیگر دونالد ترامپ از ادبیات آشنای «دخالت برای نجات مردم» سخن میگوید؛ عبارتی که در ظاهر انسانی و اخلاقی است، اما در عمل، سابقهای طولانی و پرهزینه در تاریخ معاصر دارد. این زبان، نه تازه است و نه بیسابقه؛ ایالات متحده دهههاست با همین چارچوب کلامی وارد منازعات خارجی شده است. تجربه تاریخی نشان میدهد هر جا این روایت آغاز شده، پایان آن تقریباً قابل پیشبینی بوده است.
🔹در ویتنام (1955 تا 1975)، مداخله با هدف حمایت از مردم و مهار کمونیسم شروع شد، اما نتیجه چیزی جز سالها جنگ فرسایشی، میلیونها قربانی، تخریب گسترده و در نهایت عقبنشینی آمریکا نبود.
🔹در افغانستان (2001 تا 2021)، پروژهای که با شعار مبارزه با تروریسم، دفاع از حقوق زنان و ملتسازی آغاز شد، پس از دو دهه اشغال و هزینههای نجومی، به خروج شتابزده آمریکا و بازگشت طالبان ختم شد؛ گویی جامعه به نقطه آغاز بازگشت.
🔹عراق (2003) نمونه دیگری است؛ حملهای که به بهانه سلاحهای کشتار جمعی و آزادی مردم انجام شد، اما فروپاشی ساختار دولت، جنگ داخلی گسترده، صدها هزار کشته و تولد داعش را به دنبال داشت.
🔹در لیبی (2011) نیز مداخلهای که با شعار حمایت از معترضان شکل گرفت، در نهایت به سقوط دولت مرکزی، گسترش جنگ داخلی و تبدیل کشور به میدان نفوذ شبهنظامیان انجامید؛ تا جایی که حتی از بازگشت پدیدههایی چون بردهفروشی سخن گفته شد.
📌جمعبندی این تجربهها ساده اما تلخ است. هر جا دخالت نظامی خارجی با شعار «نجات مردم» آغاز شده، در عمل به بیثباتی سیاسی، فروپاشی اقتصادی و سالها رنج برای شهروندان عادی انجامیده است. تاریخ بهروشنی نشان میدهد که مداخله نظامی نه الزاماً آزادی میآورد و نه امنیت؛ هزینه اصلی آن را همیشه مردمی میپردازند که قرار بود «نجات داده شوند».