مشورت تفریحی عبدالواحد سورانی بعد از اقامهٔ نماز عصر روز جمعه، به… — البلاغ — TG.ME

مشورت تفریحی
عبدالواحد سورانی
بعد از اقامهٔ نماز عصر روز جمعه، به همراه جمعی از دوستان به سمت شهرستان میناب حرکت کردیم. پس از پیمودن مسیری، به باغی بزرگ، سرسبز و باصفا رسیدیم که در کنار آن استخری برای تفریح و آب‌تنی نیز قرار داشت. فضای باغ بسیار دل‌نشین بود؛ درختان سرسبز، هوای آرام و صدای آب، خستگی سفر و فعالیت‌های روزهای گذشته را از انسان دور می‌کرد.
وقتی به باغ رسیدیم، دیدیم پیش از ما جمع بزرگی از دوستان و آشنایان از مناطق مختلف، از جمله قلموی، گتان، جاسک، گابریک و اطراف آن، در آنجا گرد آمده‌اند. دیدن دوستان قدیمی و آشنایان، به‌ویژه در چنین فضای صمیمی و دور از هیاهوی معمول، برایم بسیار خوشایند بود. به جمع آنان پیوستیم و لحظاتی را در کنار یکدیگر با صفا و صمیمیت سپری کردیم.
نخست برای رفع خستگی و استفاده از فرصت تفریح، وارد استخر شدیم. ورزش شنا و آب‌تنی، هم نشاط جسمی داشت و هم زمینه‌ای برای گفت‌وگو، شوخی‌های دوستانه و تجدید دیدار با دوستان فراهم کرد. هر کس به نوعی در این جمع سهمی داشت؛ عده‌ای مشغول شنا و تفریح بودند و گروهی دیگر مقدمات شام و پذیرایی را فراهم می‌کردند. بعضی از دوستان نیز با علاقه و همکاری مشغول آشپزی شدند و بوی غذای آنان فضای باغ را پر کرده بود.
این باغ بزرگ و سرسبز، علاوه بر فضای باز و استخر، ساختمانی زیبا و نسبتاً وسیع نیز داشت که چند اتاق در آن قرار گرفته بود. همین امکانات سبب شده بود که این مکان برای یک گردهمایی دوستانه و در عین حال مشورتی، فضای مناسبی باشد. جمعی که در اینجا گرد آمده بودند، تنها برای تفریح نیامده بودند؛ بلکه در کنار استراحت و تفریح، فرصتی برای گفت‌وگو دربارهٔ امور دینی، آموزشی و مسئولیت‌های اجتماعی نیز فراهم شده بود.
پس از فرا رسیدن وقت نماز عشا، جمع مشورتی مسئولان مکاتب و مدارس، نماز جماعت را در همان ساختمان زیبا اقامه کردند. فضای مجلس با نماز جماعت، ذکر خداوند و حضور دوستان اهل علم، حال و هوایی معنوی پیدا کرد. برای من همیشه چنین مجالسی ارزشمند است؛ زیرا تفریح و استراحت، اگر در کنار یاد خدا و ارتباط با اهل علم و خدمت‌گزاران دین باشد، می‌تواند انسان را از یکنواختی بیرون آورد و روحیهٔ تازه‌ای برای ادامهٔ مسئولیت‌ها ایجاد کند.
حدود ساعت دوازده شب، پس از صرف شام، در کنار استخر و در فضای آرام باغ، جلسهٔ مشورت آغاز شد. با وجود اینکه روز، روزی پرتحرک و همراه با تفریح و خستگی بود، دوستان با جدیت دربارهٔ مسائل آموزشی و تربیتی به گفت‌وگو نشستند. موضوع اصلی مشورت، امور مربوط به دانش‌آموزان و بازدید از مکاتب بود؛ دربارهٔ وضعیت مکاتب، کیفیت آموزش، امتحانات، پیگیری درس‌های دانش‌آموزان و مسائل تربیتی آنان سخن گفته شد.
برای من بسیار جالب بود که حتی در یک برنامهٔ تفریحی، دوستان مسئولیت‌های اصلی خود را فراموش نکردند. این نشان می‌دهد که خدمت به دانش‌آموزان و رسیدگی به امور آموزشی، برای آنان تنها یک وظیفهٔ اداری نیست؛ بلکه مسئولیتی است که با دلسوزی و احساس تعهد دنبال می‌کنند. دربارهٔ امتحانات و میزان پیشرفت دانش‌آموزان نیز گفت‌وگو شد و هر یک از دوستان دیدگاه و تجربهٔ خود را بیان کردند.
در میان حاضران، عزیزان و دوستان گرامی‌ام، مولانا مچّانی و مولانا عثمان نیز حضور داشتند که در گابریک از مرزبانان و خدمت‌گزاران عرصهٔ تعلیم و تربیت هستند. حضور این دو عالم گرامی در این جمع قرآنی، نورانی و ایمانی، برایم بسیار ارزشمند بود. از دیدارشان خوشحال و مسرور شدم و این ملاقات، خاطره‌ای شیرین برایم به جا گذاشت.
گاهی انسان در سفر، پس از مدت‌ها با دوستان و همکارانی دیدار می‌کند که شاید در شرایط عادی فرصت ملاقاتشان فراهم نشود. چنین دیدارهایی، علاوه بر ایجاد نشاط و خوشحالی، باعث تجدید محبت‌ها و تقویت پیوندهای برادری می‌شود. به‌ویژه هنگامی که این دیدار در میان اهل علم، مربیان و خدمت‌گزاران قرآن و تعلیم باشد، ارزش و شیرینی آن دوچندان می‌شود.
پس از پایان مشورت، بیشتر دوستان همان شب به سمت شهرها و مناطق خود بازگشتند. تعدادی از دوستان نیز تصمیم گرفتند شب را در همان باغ سپری کنند و از فضای آرام و دل‌نشین آن بهره ببرند. من نیز همان شب در این مکان استراحت کردم. سکوت شب، صدای آب استخر، فضای سرسبز باغ و حضور دوستان، محیطی آرام و خاطره‌انگیز ساخته بود.
میزبانی این محفل و فراهم‌کردن زمینهٔ چنین گردهمایی دوستانه و مشورتی بر عهدهٔ مولانا هاشم و همکاران ایشان بود. از زحمات آنان در فراهم‌کردن این برنامه و پذیرایی از دوستان، صمیمانه سپاسگزارم. چنین مجالسی نشان می‌دهد که تفریح و استراحت، اگر با نیت درست و در کنار دوستان صالح و اهل علم باشد، می‌تواند فرصتی برای تجدید نشاط، تحکیم روابط برادری و حتی انجام کارهای مهم آموزشی و اجتماعی باشد.
October 3, 2026 104