خاک وطن یک غزل از ابوالفضل صمدی تو خواب بودی و خاک وطن فروخته شد تمام… — عادل سپهر — TG.ME

📝 خاک وطن
یک غزل از ابوالفضل صمدی


تو خواب بودی و خاک وطن فروخته شد
تمام زندگی‌ات عشق من! فروخته شد

بهشت بابک و اردیبهشت کیخسرو
تمام زندگی تهمتن فروخته شد

به جای چشمۀ روشن، بهار آزادی
به شب رسید و به مشتی لجن فروخته شد

نگاه کن به سراپای زخمی دریا
خلیج پارس شکن در شکن فروخته شد

چراغ خانۀ زرتشت را که‌ آمد کشت؟
که روزمان به شب اهرمن فروخته شد

به آسمان بنگر! آشیانۀ سیمرغ
به دار و دستۀ زاغ و زغن فروخته شد

کدام شیهۀ اسبِ رها، کدام آواز؟
به زور اسلحه دشت و دمن فروخته شد

برای تبرئۀ قاتلان زنجیری
مزار لالۀ خونین کفن فروخته شد

سر بریدۀ شيرين به کوچه می‌گردد
به شمر بی سر و پا، کوهکن فروخته شد

از آن طرف به قفس چشم مرد را بستند
از این طرف به هوس قلب زن فروخته شد

قفس شکسته شد و مرغِ عشق پر زد و رفت
که جان جدا شد از آغوش و تن فروخته شد

تمام شد وطنت دست گرگ‌ها افتاد
که یوسف تو به یک پیرهن فروخته شد

t.me/adelsepehr
Telegram
عادل سپهر
در این صفحه هر آنچه از دل و ذهن برخیزد را تحریر می کنم از آنچه دوستدار آن هستم از ادبیات، فلسفه و موسیقی تا آنچه در آن می آموزم از ژئومورفولوژی و مدیریت اکوسیستم تا اراضی آلوده و بازسازی زیستگاه
❤11👍1
December 30, 2025 552 2