@abshoran1 · 3 subscribers
The short link opens the channel straight in the Telegram app — not in a browser tab.
tg.me/go/abshoran1Is this your channel? Add @tgme as admin — and see how many people click your links. Get the stats →
Channel created November 16, 2024per Telegram
We have been tracking it since September 5, 2026
In all that time the channel has changed neither its name, nor its @username, nor its avatar.
We show only what we have seen ourselves.
هر وقت ما شیطانی می کردیم چه کسی میان رانهامان را با چنگول کبود میکرد؟ چه کسی به بابا التماس میکرد تا برای عیدمان جفتی جوراب بخرد؟ چطور ممکن بود ننه بمیرد؟ او میبایستی زنده باشد تا ظرف بشوید؛ جارو بکند، عذرا را شیر بدهد و بغض و دردش را بروز ندهد و روی جگرش بریزد. دستهای یخ زده و قاچ قاچ خودش و ما را…
گربه ها چقدر ناله هایشان شبیه انسان هاست. مردی در کوچه پسرش را صدا می زد و میخندید. راستی بابا هم بعضی شبها میخندید هر شب که پول داشت. هر شب که نمیگفت: «فردا فردا» آن شب بابام میخندید یکدانه ترب میخرید و با خودش می آورد. از در که داخل میشد پاورچین پاورچین می آمد و دستمال مجاله شده اش را باز میکرد و …
جیغ های دلخراش اصغر همیشه در گوشم خواهد بود. این جیغ ها تا ابد مرا بیدار نگه خواهد داشت و مرا بر ضد آنکه همیشه خرجیش آماده است آنکه شکمش مثل زالو پر است و کاری نمیکند که همه خرجی داشته باشند خواهد شوراند. بر ضد آنکه گوشش کر است و جیغ های اصغر را نمیشنود ناله های ننه را نمیشنود و بر ضد آنکه نفهمید و …
اکبر داشت مورچه زردها را با هم جنگ میداد. مورچه زرده ها کافر بودند مورچه سیاهها مسلمان بودند. هیچ وقت مورچه سیاهها را اذیت نمیکردیم.
میان کتاب اسم اکبر و اصغر هم بود وقتی اسم اکبر و اصغر می آمد اکبر و اصغر ناگهان گریه را میبریدند و ماتشان میبرد. با وحشت به دهان دایی موسی خیره میشدند ولی مشت بابا آنها را به خود می آورد تا گریه کنند. میان کتاب همه اش کشت و کشتار بود ظلم بود. آتش سوزی بود. گریه و زاری خواهرها و برادرها بود گریه کار …