میان کتاب اسم اکبر و اصغر هم بود وقتی اسم اکبر و اصغر می آمد اکبر و اصغر ناگهان گریه را میبریدند و ماتشان میبرد. با وحشت به دهان دایی موسی خیره میشدند ولی مشت بابا آنها را به خود می آورد تا گریه کنند. میان کتاب همه اش کشت و کشتار بود ظلم بود. آتش سوزی بود. گریه و زاری خواهرها و برادرها بود گریه کار همیشه ی ما بود. موقع عزاداری، عزادار بودیم موقع جشن هم عزادار بودیم
November 16, 2024 284 4