امیرخسرو دهلوی، تقلید و بحثی در مسئلهٔ تحدی
نوجوان که بودم، مبلغی از عزیزترین سالهای عمرم را صرف خواندن مباحث اعجاز قرآن و تحدی و فلان و بهمان آن کردم. ادعای رایج این است که قرآن، دیگران را به آوردن متنی «مثل» خودش فراخوانده، و چون دیگران نتوانستهاند این کار را بکنند پس اعجاز آن ثابت میشود. همینجا عرض کنم که من با صغرا و کبرای این استدلال موافقم.
اما «مثل» قرآن_که کلمهای است که عیناً در متن مقدس آمده_ یعنی چه؟
بحث را همینجا نگه میدارم.
امروز از کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران_حماها الله من شرّ کل ذیشر_ یک جلد مجنون و لیلی امیرخسرو دهلوی به امانت گرفتم. دیباچهاش را به زور و زحمت تا آخر خواندم. حالم بههم خورد بسکه جملات و تعابیر و کلمات نظامی را پس و پیش کرده و «نظیره» برای لیلی و مجنون تراشیده. ابیاتی که فقط حین خواندن سرسری دیباچهٔ این متن به حافظهام خطور کرد را ذیلاً ارائه میکنم.
بهخاطر بیاوریم که خمسهٔ امیرخسرو، به گواهی سخنسنجان قدیم و جدید(مثلاً جامی در بهاستان)، بهترین نظیرهٔ خمسهٔ نظامی است.
حالا این آقای امیرخسرو دقیقاً چهکار کرده است؟ جز این که سعی کرده است «مقلد» خوبی برای نظامی باشد؟
اینجا ما یک پارادوکس بزرگ داریم: اگر امیرخسرو پا جای پای نظامی و سبک او بگذارد، امثال من خواهند گفت متنش دستدوم و تکراری و ملالآور است و برای کسی که خود لیلی و مجنون را خوانده باشد خستهکننده. و اگر سبک جدیدی پایهگذاری کند که اصلاً در نظیرهپردازان نظامی حسابش نمیکنیم. میبینید که معاملهای است دوسر باخت، به ضرر «مقلد».
هکذا قرآن چنین است. من در همان سنین میفهمیدم که چندین نفر که سعی در آوردن نظیرهای برای قرآن کردهاند، توانستهاند به متن موردنظر نزدیک شوند، اما مشکل کارشان اینجاست که هرچه کنند متن تقلیدی، دستدوم است. ازطرفی اگر سعی در تقلید از قرآن نکنند هم که نمیتوانند با آن تحدی کنند!
اینجاست که لابد باید گفت تحدی با شاهکار، ذاتاً محال است. هر شاهکاری که باشد.
3
2
1August 2, 2026 209 1