واژه‌ی عجیبی در زبان پرتغالی هست به نام Saudade؛ سوداد. واژه‌ای که… — آگورا — TG.ME

واژه‌ی عجیبی در زبان پرتغالی هست به نام Saudade؛ سوداد. واژه‌ای که اغلب می‌گویند ترجمه‌ دقیقش در بسیاری از زبان‌ها آسان نیست. نوعی دلتنگی، حسرت و اشتیاق برای چیزی که غایب شده است.

اما جالب این‌جاست که این احساس برای ما کاملاً بی‌نام نیست. در گیلکی واژه‌ «تاسیان» را داریم و در کُردی «تاسە». واژه‌هایی از همان قلمرو عاطفی.یک جور دلتنگی‌ که غیبت را نه فقط در ذهن که در تمام وجود آدم حاضر می‌کند.

بعضی فقدان‌ها را می‌شود تحمل کرد چون هنوز راهی برای بازگشت باقی مانده است. کسی رفته اما می‌تواند برگردد. از یک شهر دور شده ای اما می‌شود دوباره به آن سفر کرد. خانه‌ای ترک شده، اما شاید هنوز پشت همان در ایستاده باشد. اما سوداد و آن سوی دیگرش، تاسیان و تاسە از جایی عمیق‌تر آغاز می‌شود. جایی که امکانِ بازگشت فرو می‌ریزد.

موضوع فقط «چیزی که نیست» نیست. چیزی است که دیگر نمی‌تواند همان‌طور که بود بازگردد. حتی اگر آدم برگردد، حتی اگر درِ همان خانه باز شود، حتی اگر همان موسیقی پخش شود، زمانی که آن چیز در آن معنا داشت دیگر از میلن رفته است. به همین دلیل این دلتنگی با نوستالژی ساده یکی نیست. نوستالژی هنوز می‌تواند رؤیای بازگشت داشته باشد؛ اما این‌جا آدم کم‌کم می‌فهمد که بازگشت، اگر هم رخ دهد، بازگشت به همان جهان نخواهد بود.

آدم ممکن است سال‌ها برای کسی، شهری، خانه‌ای یا دوره‌ای از زندگی‌اش دلتنگ باشد و بعد ناگهان بفهمد آنچه می‌خواهد نه دقیقاً آن شخص است، نه آن شهر و نه آن خانه. چیزی ناممکن‌تر را می‌خواهد او خودش را می خواهد در جهانی که هنوز آن فقدان در آن اتفاق نیفتاده بود.

سوداد، تاسیان و تاسە نام‌های متفاوت همین اندوه است. میل به چیزی که نه فقط از جهان، بلکه از زمان خارج شده است.

#پاره_فکر
#aaagora
#جلال_رحمانی
❤48👏31🔥26👍19🎉12🥰9👌5💔5🖕1😭1
September 7, 2026 6.8K 28