عباس کاظمی
در ادبیات کلاسیک، دانشگاه بهمثابه «اجتماع علمی» فهم میشود؛ فضایی که بر هنجارهای مشترک، گفتوگوی علمی و اخلاق دانشگاهی استوار است. اما این مقاله استدلال میکند که سه دهه پژوهش درباره دانشگاه ایران نشان دادهاند چنین اجتماعی عملاً شکل نگرفته است. نویسنده بهجای تکرار روایت «ضعف اجتماع علمی»، پیشنهاد میکند چارچوب نظری خود را تغییر دهیم و دانشگاه را از دریچه مفهوم «قبایل دانشگاهی» ببینیم.
با الهام از نظریه مافزولی و آثار بچر و تراولر، مقاله نشان میدهد مناسبات دانشگاهی تنها بر عقلانیت علمی استوار نیست، بلکه شبکههایی از دوستی، وفاداری، رقابت، حسادت، تعلقات سیاسی و منافع مادی و منزلتی نیز در آن نقش تعیینکننده دارند. از این منظر، فرایندهایی مانند جذب اعضای هیئت علمی، انتشار مقاله، تخصیص منابع و شکلگیری همکاریهای پژوهشی، اغلب در دل روابط غیررسمی و مرزبندیهای گروهی سامان مییابند.
نویسنده نتیجه میگیرد که مفهوم «قبایل دانشگاهی» نسبت به «اجتماع علمی» قدرت توضیحی بیشتری برای فهم واقعیت دانشگاه معاصر ایران دارد .
@varijkazemi
لینک مقاله در مجله
https://journal.asi.org.ir/article_737382.html
July 12, 2026 8.4K 165