از یه جایی به بعد تو برای من شدی همه چی یه آدم لحظه‌ای که فهمیدی دوست… — دل‌ نوشته | 𝗗𝗲𝗹 𝗻𝗲𝘃𝗲𝘀𝗵𝘁𝗲 — TG.ME

از یه جایی به بعد تو برای من شدی همه چی یه آدم لحظه‌ای که فهمیدی دوست دارم بی دلیل رفتی از اون روز دیگه ندیدمت خیلی دنبالت گشتما توی تک تک کوچه‌ها و خیابونا و جاهایی که می‌دونستم حتماً هر روز می‌بینمت فهمیدم تو مردی فهمیدم تنها جایی که می‌تونم ببینم توی خاطراتمه منم مثل تو مردم همیشه منتظر بودم یه چیزی منو یاد خاطره‌های تو بندازه تا حس کنم هنوز کنارمی هنوز زنده‌ای آخه واقعیتم همینه تو واقعا هم زنده‌ای با آهن همینجایی و تنها کسی که بارها کشتیش من بودم بهم گفتی دیگه کسی که می‌شناختمش نیستی گفتی شنیدن صدای خرد شدن قلبی که یه روزی خودت درستش کرده بودی و برات مهم نبود که زخمی بشی چه حسی داشتی تو قلب منو ترمیم کردی که خودت بدتر و وحشیانه‌تر بود من دیگه بلد نبودم تنهایی درستش کنم پس هر بار فقط نگات کردم و امیدوار بودم توی چشات ذره احساس ببینم اما هیچی نبود همیشه برام سوال میمونه که چه جوری تبدیل به همچین آدمی کاش واقعا بعد روزی که رفتی دیگه هیچ وقت نمی‌دیدمت بودی کاش جسمی هیچ وقت با من داشته باشی یادت رفت من هیچ وقت از تو نگشتم اما من من هیچ وقت نتونستم بیشتر از چند دقیقه ازت متنفرم قلبم رنگی بود اگه یه روزی برسه بشینه با خودت فکر کنی بگی واقعا چرا انقدر دوسم داشت اون موقع است که بهت جوابی نمی‌رسه چون خودمم نرسیدم چون من فقط دوست داشتم بدون هیچ دلیل خوبی و وجود بی‌شمار دلیل که بخوام از تو بهت لحظه‌ای هم فکر نکنم دیر می‌فهمی اما می‌دونم که بالاخره می‌فهمی اون روزی می‌فهمی که واسه همیشه رفتم و تو می‌مونی و خودت چون هیچکی مثل من نمی‌تونه تو را انقدر دوست داشته باشه.
@Thetexts1
💔6❤2
June 28, 2026 248