پنجره رو بستم صداتو شنیدم که داشتی صدام میزدی از جام پریدم رفتم آشپزخونه قهوه داغ ریختم و رو همون صندلی همیشگی نشستم منتظرت شدم که بیای واسه شام که بتونیم با هم شام بخوریم صدا خندتو شنیدم برام خندیدم همراهرات ازت پرسیدم دوست داری چی واست درست کنم فقط نگام کردی سرتو کج کردی و با لبخندت دیوونه کنندت زل زدی تو چشام دست چپتو آوردی بالا کشیدی رو ابرو هام چشامو بستم و عطری که به مچ دستت زده بود رو با همه وجودم استشمام کردم اون وقت خوب بود که اصلاً متوجه گذشتن زمان نشدم نمیخواستم چشمامو باز کنم وقتی چشام باز شد روبروم نبودی حواسم به قهوه نبود دیگه سرد شده بود رفتم آشپزخونه و قهوه رو ریختم دور دوباره صدا زدم گفتم من خیلی گشنمو نمیخوای چیزی بخوری از اتاق بیرون اومدی زل زدی بهم از اون نگاه که میگی خیلی شکمو شدیا فقط فکر غذایی با خنده گفتم چشم اصلاً من غلط بکنم بخوام امشب غذا بخورم اومدم سمتت با عمو تخت نشستیم یه دفعه بغلم کردی سرتو گذاشتی رو سینم یه چیزایی گفتی که خیلی گنگ بودن یادم نمیاد ازت پرسیدم نفهمیدم دوباره بگو نگاه کردی خندیدی منم باز محو خنده هات شدم وقتی به خندههات نگاه میکنم از شدت خوش حتی اگه اون خنده توی قاب عکس کهنه باشه که واسه ۲ سال پیشه و الان ۲ ساله که ندارمت ۲ سال از آخرین شبی که پیشم بودی میگذره ۲ ساله هر شب یه فنجون قهوه رو دور میریزم و رو همون صندلی همیشگی میشینم و مثل شب هوایی که از دستت دادم زار زار میزنم زیر گریه ۸ ساله که هر شب زمستونه همش بارون و برف همش غم و همش بیخوابی و کابوس ۲ ساله جهنم شده خونه و عذاب شده ثانیه نفس کشیدنم کاش بمیرم به همین اندازه رک و راحت میخوام بمیرم بعضی وقتا آدما چیزای غیرممکن و آرزو میکنن و اول جملههاشون یه کاش میذارن اتاق وقتی بمیرن امید دارن که شاید یه روزی بهش برسن مثل برگشتن تو کاش برگردی کاش شاید این غیر ممکنترین چیزی باشه که میشه خواست ولی این تنها چیزیه که بودن منو ممکن میکنه بهت میگفتم اگه نباشی میمیرم الان میخوام بهت بگم دروغ گفتم دیدی که نمردم زجر کش شدم هر روز دارم زجر کش میشم هر ساعت هر دقیقه هر ثانیه هر ثانیه کوفتی که مشت میکوبم به سر و صورتم و بسته بسته قرص و پاکت سیگار و هرچی دور و برم باشه رو وارد بدنم میکنم دارم زجر کش میشم وقتی صدات میزنم وقتی صدات میزنم و دیگه صدای خنده هات نمیاد زجر کش میشم وقتی میخوابم رو تختی رو بالشی دیگه بو عطرتو نمیدن زجر کش میشن من نمردم و هر لحظه رو به خودم میگم کاش میمردم ولی امشب اگه آرزوی تو نیومد سراغت باید تو بری سراغش مثل پرواز انسان مثل مردن من تو که نمیتونی بیای پس من میام میام و این دوری لعنتی ۲ ساله رو تمومش میکنم با خنده میام با حس پرواز میام ولی میام امشبم هوا سرده سوز بدی میاد پنجره رو تا انتها باز میکنم میرم آشپزخونه فنجون قهوه داغ میریزم و میرم کنار پنجره از این ارتفاع شهر خیلی کوچیکه مثل تو وقتی سرت رو سینهم بود و آروم میخوابیدی اما اونقدر ساکت و بی صدا همونقدر زیبا قهوه رو تموم میکنم و فنجونو میذارم کنار پنجره امشب اون لباسی که دوست داشتی رو پوشیدم اسمتو میگم اون لب پنجره وایمیستم هیچ حسی جز خوشحالی و به تو رسیدن ندارم زیر پاهام کم کم خالی میشه زیر پام کم کم خالی میشه و حس میکنم هر لحظه دارم بهت نزدیکتر میشم نزدیکتر هر لحظه نزدیکتر از قبل امشب میام امشب میام پیشت با خنده میام ولی میام بهت میگفتم اگه نباشی میمیرم الان میخوام بهت بگم دروغ گفتم دیدی که نمردم زجر کش شدم هر روز دارم زجر خوش میشم هر ساعت هر دقیقه هر ثانیه هر ثانیه صدات میزنم وقتی صدات میزنم و دیگه صدای خنده هات نمیاد زجر کش میشم امشبم هوا سرده سوزه بدی میاد پنجره رو تا انتها باز میکنم میرم آشپزخونه فنجون قهوه داغ میریزم و میرم کنار پنجره از این هر لحظه نزدیکتر از قبل امشب میام امشب میام پیشت با خنده میام با خنده میام ولی میام با خنده میام ولی میام با خنده ولی میام ولی میام. @Thetexts1
پنجره رو بستم صداتو شنیدم که داشتی صدام میزدی از جام پریدم رفتم… — دل نوشته | 𝗗𝗲𝗹 𝗻𝗲𝘃𝗲𝘀𝗵𝘁𝗲 — TG.ME
August 8, 2026 329 7