۱۰ دقیقه‌ای می‌شد که زل زده بودیم لب باز کرد پرسید خوبی گفت هنوزم… — دل‌ نوشته | 𝗗𝗲𝗹 𝗻𝗲𝘃𝗲𝘀𝗵𝘁𝗲 — TG.ME

۱۰ دقیقه‌ای می‌شد که زل زده بودیم لب باز کرد پرسید خوبی گفت هنوزم خجالتی اولش اوللاش چه کلامی مزخرفی من هیچ وقت تو رابطمون چیزی به اسم اولش نداشتیم از همون شروع رابطه رسیده بودیم به تهش طرفم که نمیشه ادامش داد دستاشو می‌خواستم بگیرم پس می‌زد گل می‌خریدم واسش می‌گفت اینو دوست ندارم خونشون شده بود جنگل آمازونم پس انواع مختلف کرو گرفته بودم براش مگه می‌شد یه نفر از بینمون همه گل یه دونشم دوست نداشته باشه یه سیگار روشن کردم و دوباره زل زدم بهش گفت بچینی بازم سکوت بگم دل زده شدم بگم خسته شدم بگم خستم دلم نمیاد اینو به زبون بیارم وقتی جسم اینجا یه جا دیگه چه فایده‌ای داره نگاه‌های زوری لبخندای فیک روزی صد بارم دستمو بگیری می‌دونم از رو دوست داشتن نیست از رو دلسوزیه اومد کنارم یه کام سیگارم گرفت بعد گفت اینجا غیر من و تو کسی نیست از چی خجالت می‌کشی خجالت چرا نمی‌دونه داغونم قیافم داد نمی‌زنه یعنی چرا هرکی منو میبینه میگه ولش کن چرا این نمیفهمه پس یکی دیگه روشن کردم داشتم دود و بغض قورت میدادم میخواستم زودتر از پیشش برم ولی با خودم عهد کردم تا تکلیفم مشخص نشده هیچ جا نمیرم نشست رو صندلی و تکونش داد صدای صندلی رو اعصابم بود هر بار بهش می‌گفتم نکن بدترش میکرد بلند شدم صندلی پرت کردم یه گوشه دیوار داد زدم بسه صدا قطع شد لبخند زد گفت می‌دونی چیکار می‌کنی با خودت دیوونه شدی بدبخت میکنن کم کم داشتم کم می‌بردم تصمیم گرفتم همه چیزو بریزم بیرون بغضمو قورت دادم گفتم آره می‌دونم دارم چیکار می‌کنم تو بودی که نفهمیدی چیکار کردی با این همه دوست دارم و واقعیه مگه همه خنده‌ها و خاطره‌های کوفتی رو یاد موندنی اونا واقعی خیلی پاییز مگه هر کی میگه می‌مونم واقعا میمونه به خدا که نمی‌مونه به جون دستای قشنگت نمیمونه ولی من موندم از همون روزی که به خودم قول دادم پای عشقت وایسم تا همین امروز موندم من عاشق خنده‌هات بودم عاشق یواشکی نگاه کردنت بودم عاشق این بودم فقط از خونه بزنی بیرون بیفتم دنبالت راه رفتنتو ببینم سالمی عاشق این بودم به تکست برم همون لحظه جوابمو بدی عاشق این بودم بگم عاشقتم توام جوابمو بدی ولی نمی‌دادی جواب عاشقتم لبخنده رابطه کوفتیمون یه دومینو ساختی اول از همه من خوردم زمین توش جالبه من به تو میگم عاشقتم تو بمون به یکی دیگه همینطور ادامه داره همین چرخ مسخره تو صورتش گفتم این اشکا رو می‌بینی یه زمانی وقتی دستامو می‌گرفتی از شدت ذوق اشکام در میومد حالا چی خوب نگاه کن بهم از اونی که بودم چی سخت بود بگی دوست ندارم از زندگیم برو بیرون یا دوست داشتی زجر کشم کنی اگه هدفت این بود بهت تبریک میگم موفق شدی حالا بشین روز به روز مردن منو تماشا کن بشین ببین بخند اشکامو ببین مسخره کن اگه اینجوری دلت خنک میشه این کارو بکن هنوزم خوشحالید واسم مهمه هنوزم وقتی خنده هاتون میبینم قلبم میلرزه رفتی تو پوست و گوشت و استخونم دیگه در نیار.
@Thetexts1
💔8
June 15, 2026 219