اسپینوزا و فلسفه: post #630 — TG.ME

«مخلص کلام، اگر ما اسپینوزیست هستیم، [آن‌گاه] یک چیز را نه از طریق فرم، یا اندام‌ها و کارکردهایش، تعریف می‌کنیم و نه [حتی] به منزله قسمی جوهر یا سوژه. ما، با وام‌گیری از اصطلاحات قرون وسطا یا واژگان جغرافیا، چیزها را با توسل به طول و عرض تعریف می‌کنیم. یک بدن می‌تواند هر چیزی باشد: می‌تواند یک حیوان، هیئتی از صداها، یک ذهن یا قسمی ایده باشد. می‌تواند یک پیکره زبانی، بدنه اجتماعی یا یک جمع باشد. از نظرگاه ما مجموعه رابطه سرعت و آهستگی، حرکت و سکون، میان ذراتی را طول یک بدن می‌خوانیم که آن را بر می سازند؛ به تعبیری دیگر رابطه میان عناصر نیافته. ما مجموعه تأثیراتی را عَرْض می‌خوانیم که بدنی را در هر لحظه و تصرف در می‌آورند، به سخنی دیگر، حالت‌های مفرطی از قسمی نیروی ناشناس (نیروی برای وجود داشتن، ظرفیتی برای تأثیر پذیرفتن). بدین شیوه ما نقشه یک بدن را ترسیم می‌کنیم. طول‌ها و عرض‌ها با همدیگر طبیعت را بر می‌سازند، همان سطح درون‌ماندگاری یا یکپارچگی‌ای که همواره متغیّر است و افراد جمع‌ها[ی مختلف] آن را دائماً دگرگون، ترکیب و دوباره تنظیم می‌کنند.»

@Spaph

ژیل دلوز، «اسپینوزا و ما» در کتاب «بازیابی مکرر»
👌19👍7👏3
August 21, 2025 5K 60