'
ساختارگرایی در مقام بازی منحرفی عرضه میشود که در آن تبیین شناخت، اخلاق و سیاست همواره به توضیح متقابل از سوی آن دیگری منوط میگردد. بدینسان، ساختارگرایی تصویر وارونهای از دیالکتیک را شکل میبخشد و انقراض آن را اعلام میکند؛ اما، در واقع ساختارگرایی خودش یکی از آخرین جلوههای دیالکتیک بود.
اسپینوزا کاملاً در مقابل این جریان قرار داشت. [در آن برهه،] فیلسوف سدهی هفدهمی در مقام بانی درونماندگاری مطلق بازیابی شد، نظریهپرداز ناممکن بودن ایجاد افتراق در آنچه زندگی بدان وحدت بخشیده است، متفکر بازشناسی اینکه امر واقع هیچ نوعی از والایش یا غایتشناسی را به رسمیت نمیشناسد. از اینرو فلسفه باید از اینجا کارش را از نو آغاز میکرد، از اسپینوزا، از سطح درونماندگاری.
@Spaph
آنتونیو نگری

14December 16, 2024 6.5K 24