از چادر تا خانه؛
سیاست بازسازی مسکن در بحران
با آغاز جنگ تحمیلی سوم و آسیب بیش از ۱۰۱ هزار واحد مسکونی در ۲۴ استان کشور، مسئله مسکن از یک چالش توسعهای صرف خارج شده و نیازمند مدیریت همزمان «اسکان اضطراری» و «بازسازی پایدار» است. از این میان، حدود ۲۹۰۰ واحد به تخریب و نوسازی کامل نیاز دارند که سهم عمده آن (حدود ۱۸۰۰ واحد) متعلق به تهران است.
در حال حاضر، بدنه اجرایی برای جبران محدودیت منابع مالی، به تدابیری نظیر «اعطای تراکم مازاد یا شناور» یا «توزیع کمکهای خرد» پناه بردهاست؛ مجموعهای از رویکردها که علاوه بر تخریب سیمای شهری و تشدید مخاطرات پدافند غیرعامل، با از بین بردن امکان «صرفه به مقیاس» در پروژهها، به اتلاف منابع دامن میزند. راهکار ترکیبی برونرفت از این بنبست، گذار به مدلهای مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) با نقش مکمل فناوریهای پیشساخته است. این مدل، پیوستگی میان اسکان موقت و دائم را محقق میکند؛ بهطوریکه سازههای سریعالاحداث در فاز نخست نقش سرپناه فوری را ایفا کرده و در فاز بعد، بدون نیاز به تخریب یا جابهجایی، به بخشی از بدنه ماندگار بازسازی تبدیل میشوند. این رویکرد نه تنها از هدر رفت منابع ملی جلوگیری میکند، بلکه با سرعتبخشی به اسکان پایدار، موجب بازسازی سریع سرمایه اجتماعی اقشار آسیبدیده میگردد.
🤝🏻 مدل مشارکت (PPP) و الزامات سیاست صنعتی
در شرایط فعلی که محدودیتهای مالی و اجرایی تشدید شده است، ناکارآمدی مدلهای سنتی مدیریت پروژه و پیمانکاری بیش از پیش نمایان است. چراکه این الگوها در مواجهه با مسئله تامین مالی، کمبود مصالح کلیدی نظیر فولاد و بتن و همچنین ناترازی فزاینده انرژی، فاقد انعطافپذیری لازم در «مدل مالی» و «بهینهسازی زنجیره تأمین» هستند. راهکار جایگزین، تعریف پروژههای مشارکتی بر بستر زمینهای دولتی است. در این چارچوب، دولت با ارائه زمین و تسهیل فرآیندهای مجوزدهی، بستر جذب سرمایه خصوصی را فراهم میسازد. نقطه قوت این مدل در نظام انگیزشی آن نهفته است؛ در مدل PPP، پیمانکار برای حفظ سودآوری و مدیریت ریسک در مقابل گرانی نهادهها و ناترازی انرژی، بهطور خودکار به سمت نوآوریهای ساخت، استفاده از فناوریهای پیشساخته و بکارگیری مصالح عایق سوق مییابد. در واقع، این مدل مالی-مدیریتی، پیشرانِ فناورانه نوسازی خواهد بود.
برای اثربخشی این مدل، رعایت الزامات زیر ضروری است:
💰استراتژی تأمین مالی: استفاده از زمینهای دولتی در محدوده شهر و خلق ارزش بر روی آنها به جای اعطای تراکم مازاد یا شناور محور اصلی پیشنهادی برای تامین مالی پروژههای بازسازی است. در کنار این موضوع توزیع خرد فعلی که در قالب تسهیلاتِ خرد پراکنده (نظیر ودیعه مسکن تا سقف ۲ میلیارد تومان، کمکهزینه اجاره ۴۰ میلیون تومانی) به خانوارها تزریق میشود، صرفاً تقاضا را تحریک کرده و جریان مؤثری در سمت عرضه ایجاد نمیکند. در مقابل، تجمیع این منابع و هدایت آنها به سمت پروژههای ساخت مقیاسپذیر (ترجیحا پیشساخته)، سرعت بازسازی را افزایش و امکان اسکان اضطراری را نیز فراهم میکند.
🏗فناوری ساخت: اولویتبخشی به روش های ساخت نوین (نظیر پیشساختهسازی) با هدف به حداقل رساندن وابستگی به مصالحی که دسترسی به آن ها سخت شده، بهینه سازی در مصرف مصالح، بهرهگیری از مصالح عایق و بهینهسازی مصرف انرژی. این رویکرد بهطور همزمان مثلث «سرعت، هزینه و تابآوری» را محقق میکند.
📊 مدیریت عرضه: واحدهای ساختهشده با اولویت اسکان آسیبدیدگان استفاده شده و سپس طبق قرارداد، برای بازگشت سرمایه و تعدیل بازار در اختیار بخش خصوصی قرار میگیرند.
مسئله مسکن در بحران، یک مسئله «طراحی مداخله» است. هدایت منابع از الگوهای خردِ تقاضامحور به سمت الگوهای کلانِ عرضهمحور مانع از اتلاف منابع میشود. این در حالی است که تداوم الگوهای خرد و تقاضامحور در میانمدت تنها به بازتولید کمبودها، فشار بر بازار اجاره و فرسایشی شدن فرآیند بازسازی منجر خواهد شد.
#مسکن
#بازسازی
#مشارکت_عمومی_خصوصی
🆔️ کانال اطلاع رسانی مرکز طراحی حکمرانی نرم سامان
🔗 اینستاگرام | تلگرام | بله
ble.ir
بله | کانال مرکز طراحی حکمرانی نرم سامان (فطن)
نگاهی نو به حکمرانی کارآمد و هوشمند
@samantt_admin

April 29, 2026 127