فاصله مالکیت از مدیریت
تاریخ حاکمیت شرکتی؛ یادداشت چهارم
در سالهای اولیه شکلگیری شرکتهای با مسئولیت محدود، ساختار شرکتها ساده بود. سهامداران معمولاً از طبقات ثروتمند جامعه بودند و رابطهای نزدیک با شرکت داشتند. آنها شخصاً یا از طریق نماینده در مجامع عمومی حاضر میشدند و مستقیماً بر فعالیتها و تصمیمات مدیریتی نظارت داشتند. آنها در این زمان، هنوز شبکههای پیچیدهای از واسطهها، صندوقهای سرمایهگذاری یا کارگزاران بین سهامداران و مدیران نداشتند و مالکیت تقریباً برابر با کنترل عملی شرکت بود.
با آغاز قرن بیستم، شرکتها بزرگتر و پیچیدهتر شدند و تعداد سهامداران افزایش یافت. آنها از کشورهای مختلف آمده و انتظارات متفاوتی از سود و رشد سرمایه داشتند. بسیاری از شرکتها سهام خود را در بورس عرضه کردند و زنجیرهای از نهادهای مالی و واسطهها میان سرمایهگذاران و مدیران ایجاد شد. در نتیجه، ارتباط مستقیم مالک و مدیریت کاهش یافت و مالکیت از مدیریت جدا شد. سهامداران نقش اصلیشان محدود شد به انتخاب مدیران و دریافت سود سهام.
🔷 این تغییر ساختاری باعث شد هیئتمدیره و مدیریت نقش متفاوتی پیدا کنند.
🔶 طبق مدل سنتی، انتظار میرفت هیئتمدیره اهداف و استراتژیهای شرکت را تعیین کند، فعالیتهای مدیریت را زیر نظر بگیرد و مدیرعامل را انتخاب کند.
⭕️ تحقیقات مِیس (۱۹۷۱) بر شرکتهای بزرگ و متوسط آمریکایی نشان داد که در عمل تعیین اهداف و استراتژیها عمدتاً بر عهده مدیران اجرایی است، نظارت هیئتمدیره اغلب شکلی است و جلسات محل بحث واقعی نیست، و انتخاب مدیرعامل معمولاً فقط در شرایط بحرانی اتفاق میافتد.
🔷 در نتیجه، مدیریت اجرایی کنترل عملی شرکت را در دست دارد و هیئتمدیره نقش مشاوره و پشتیبانی پیدا کرده است.
🔶 این وضعیت فاصله میان مالکیت و مدیریت را افزایش داد و ضرورت ایجاد سازوکارهای نظارتی برای مدیریت اجرایی را تشدید کرد.
#تاریخ_حاکمیت_شرکتی
#حاکمیت_شرکتی
🆔 کانال اطلاع رسانی مرکز طراحی حکمرانی نرم سامان
🔗 اینستاگرام| تلگــرام | بــلــه
ble.ir
بله | کانال مرکز طراحی حکمرانی نرم سامان (فطن)
نگاهی نو به حکمرانی کارآمد و هوشمند
@samantt_admin

4November 15, 2025 303 2