در تموزِ سوزانِ سال دهم بعثت، درهٔ باریک و تفتیدهٔ شعب ابیطالب کانون سهمگینترین Economic Blockade یا همان حصر و انزوایِ اقتصادی در پهنهٔ جزیرةالعرب گشت. اشرافِ قریش طوماری بر جدار کعبه آویختند که هرگونه دادوستد، کلام و پیوند با بنیهاشم را قدغن میکرد. نالههای کودکان گرسنه از شکاف صخرهها برمیخاست و قوتِ روزانه به برگِ درختانِ خاردار تقلیل یافته بود؛ اما در بطنِ این انقباضِ جغرافیایی، یک انسجام و همبستگیِ پولادین شکل گرفت. خدیجه (س) واپسین مایملکِ تجاریاش را بیدریغ به میدان آورد، ابوطالب شبانگاهان بستر پیامبر را برای خنثیسازی ترور تغییر میداد و گرسنگی میان قبیله تقسیم میشد. این پایداریِ بیشکاف، رفتهرفته ارادهٔ مهاجمان را فرسوده ساخت؛ موریانهها عهدنامهٔ کعبه را بلعیدند و پیوندِ نامرئیِ محاصرهشدگان، دیوارهای حصر را از درون فرو ریخت.
قرنها پس از آن، در سال ۱۲۷۰ خورشیدی، همین مدارِ همبستگی در ماجرای نهضت تنباکو تکرار گشت؛ با صدور فتوای میرزای شیرازی، در یک Coordinated Discipline یا به عبارتی انضباطِ تشکیلاتیِ سراسری در concept شریعت، از اندرونیِ کاخ ناصری تا دورافتادهترین قهوهخانههای ولایات، قلیانها در لحظه شکسته شد و انحصار کمپانی چندملیتی بریتانیایی در برابر این ارادهٔ یکپارچه درهم شکست.
اما نیمقرن پس از آن، سرنوشت در مرداد ۱۳۳۲ روایتی دیگرگونه از آسیبپذیریِ ساختاری را ثبت کرد. در آبادان، مشعلهای پالایشگاهی که روزگاری قطب تصفیه نفت جهان بود، رو به خاموشی گذاشت. پس از ملی شدن صنعت نفت، ساختار حکمرانی با دیوار تحریمهای بریتانیا روبهرو شد؛ نفتکشها توقیف، حسابهای ارزی مسدود و بازارهای جایگزین بسته شدند. اقتصادی که شریانِ حیاتیاش تنها با طلای سیاه تعریف شده بود، در غیابِ مسیرهای صادراتیِ دوم دچار Single-commodity Dependency یا همان گرفتاری در تلهٔ تکمحصولی گشت و از نفس افتاد. کسری منابع، تورم لجامگسیخته و ناتوانی در تأمین معیشت، شکافهای اجتماعی و سیاسی را در خیابانهای پایتخت دهان گشود تا بستر برای یک Coup d'état در ۲۸ مرداد آماده شود و رؤیایی ملی در تنگنای موازنههای مالی متوقف گردد.
تحریمهای اقتصادیِ جدید نیز ماهیتاً خارج از این دو Archetype یا الگویِ بنیادینِ تاریخی نخواهند بود:
۱ـ مسیر نخست بر مدارِ Resilience یا همان تابآوری، نوآوری در ابزار، تدبیر و انسجام درونی استوار است که حصر را میشکند؛ که یک ضربالمثلِ معروفِ آلمانی میگوید: «Wo Einigkeit herrscht, da ist auch Sieg» یعنی آنجا که یگانگی و انسجام فرمان میراند، پیروزی قطعی است؛ و معادلِ دقیقِ آن در حکمتِ پارسی کلامِ شیخِ اجل، سعدیِ شیرازی است که فرمود:
«مورچگان را چو بود اتفاق / شیر ژیان را بدرانند پوست»
۲ـ مسیر دوم اما غرق شدن در ورطهٔ انفعال، نزاعهای فرسایندهٔ داخلی و هدررفتِ منابع است که به شکست میانجامد؛ که یک ضربالمثلِ فرانسوی میگوید: «La discorde est le plus grand mal de l'homme» یعنی تفرقه و گسست، بزرگترین آفتِ حیاتِ آدمی است. انتخابِ فرجامِ کار، در گروِ گزینشِ یکی از این دو مدار توسط حاکمیت جمهوری اسلامی و مردم شریف خواهد بود.
@SobhanBlog
August 20, 2026 92 1