•
آدمی در گذرگاههایِ عسرت و هنگامهٔ ِ بد احوالی، ناگزیر چشم به پسپشتِ ایام میدوزد؛ آن دم که غبارِ خستگی و نومیدی بر جان مینشیند، فرآیندِ Rétrospection یا همان بازنگریِ مدام به گذشته و وارسیِ درستیِ تصمیمها آغاز میشود.
در منظومهٔ اهلِ ایمان، این بازخوانی به سنجههایِ صرفِ مادی خلاصه نمیشود؛ تشویشی عمیقتر در ساحتِ جان سر برمیآورد که بهراستی مرضیّ الهی و رضایتِ حضرتِ حق در بطنِ کدامین گزاره و انتخاب مکتوم بود؟ تقابل و شکافِ میانِ «آنچه گشتهایم» و «آنچه در دایرهٔ امکان میتوانستیم باشیم»، تلاطمی در سویدایِ اندیشه برپا میکند.
امروز تأملی ژرف بر این معنا داشتم که این نشئهٔ پرهیاهو چیست که اینچنین روان را در چنگالِ Cognitive Load و بارِ سنگینِ درگیریهایِ ذهنی میفشارد؟ در غوغایِ این زیست، بهراستی ما مشغولِ کدامین تکاپوییم و کدامین بستر را پی میریزیم؟
یک ضربالمثلِ معروفِ آلمانی میگوید: «Der Mensch denkt, Gott lenkt» یعنی انسان تدبیر و اندیشهورزی میکند، اما در نهایت هدایت و مقدرات در یدِ ارادهٔ خداوند است چرا که اَلعبدُ یُدَبِّرَ وَ اللهُ یُقَدِّرَ؛
با تمامیِ این تحیرها و تلاطمِ اندیشه، آنگاه که کار از دستافزارِ عقلِ قاصر فراتر میرود، لنگرگاهِ روان در ساحتِ قدسیِ ولایت آرام میگیرد چرا که ذیلِ عنایاتِ باهرهٔ حضرتِ حجة بن الحسن، آن جنابِ جلالتمآب و به برکتِ سیرهٔ مستطابِ حضرتِ مصطفی، به فیض، لطف و کرمِ بیکرانِ مرتضی علی امیدوارم؛ که گشایشِ گرههایِ ناگشودنی، تنها در حریمِ عنایتِ آن تبارِ طاهر رقم میخورد...
@SobhanBlog
August 17, 2026 53 1