•
ای جنابِ جلالتمآب، یا حجة بن الحسن، علیک السلام و التحیة!
واپسین رمقهایِ روزِ آدینه نیز در محاق فرو غلتید و این جانهایِ مضطرب و سینههایِ بیقرار، حتی به لمحه و تجلی و شهودِ آنی از جلوهٔ تو آرام نگرفتند.
بهراستی این غروبگاهِ برزخی را که در آن نقطهٔ انقضایِ ماتمِ صفر و طلیعهٔ ربیع رقم خورده، بر چه کیفیتی سپری فرمودی؟ در ماهی که گیتی مهیایِ تجلیلِ نهمِ ربیع است، آیا هنوز در تلاطمِ حزن، دلتنگی و سوزِ جانکاهِ بیپایان، زیرِ رملهایِ داغ کربلا مأوا گزیدهای؛ یا در میانِ آوار و خلوتِ حسینیهٔ امام در خیابان کشوردوست، بر آن نظرکردهٔ خویش که در اوجِ مظلومیت «مرمّلٌ بالدماء» شد، مویه سر میدهی؟
فهمِ ما از سنجشِ آن Métrique، مکیال و سنجههایِ قدسی که مقدرات را بدان میزان میکنی قاصر است؛ اما نیک درمییابیم که شالودهٔ Providence یا همان تمشیت و تقدیرِ باطنیِ امور، یکسره در یدِ ارادهٔ تو جریان دارد.
کاش مجالی برای عبور از ساحتِ نظرت فراهم بود تا پرتوِ Aura، یا به عبارتی همان فرّه و جاذبهٔ نورانیات، ظلمتکدهٔ جانِ ما را نیز صفا میبخشید.
ای محبوب؛ ما اهلِ این بوم و بر، با تمامیِ Paradoxها و احوالِ متضادمان؛ با دینداریهایِ آمیخته، با تظاهرهایِ متکلفانه، هواپرستیهایِ کودکانه و در عینِ حال با آن Bravery یا همان غیرت و دلاوریهایِ وطنخواهانهٔ کمنظیرمان در گرداگردِ پهنهٔ گیتی، اگر در کنارِ مهرِ این خاک واجدِ یک فصلِ مشترک، جانمایه و هویتِ جمعیِ راستین باشیم، همانا دلدادگیِ بیپیرایه به ساحتِ توست؛ با هر نام و نوایی که در خلوتگاهِ دل صدایت میزنیم.
یک ضربالمثلِ فرانسوی میگوید: «Le cœur a ses raisons que la raison ne connaît point» یعنی دل را دلایلی است که عقل و استدلال از فهمِ آن عاجزند.
یک ضربالمثلِ آلمانی میگوید: «Treue zeigt sich nicht im Können, sondern im Wollen» یعنی اصالتِ وفاداری نه در میزانِ توانمندی، بلکه در خواستن و میلِ باطنی نهفته است و معادلِ آن در شعرِ نغزِ حافظ جلوهگر است که سرود:
«گر چه دوریم از بساطِ قرب همت دور نیست / بندهٔ شاهِ شماییم و ثناخوانِ شما»
گیرم که ما از احرازِ Standardها و شاخصهایِ پولادینِ آن هفتاد و دو صحابیِ بیبدیل تهیدست باشیم، اما رشتهٔ مهر و تمنایِ تو در سویدایِ جانِ این تبار تا ابد ناگسستنی است...

August 14, 2026 50