#فریب_مجازی
#نویسنده_دریا_غلامی
#قسمت_۹
از اکانت بیرون شدم دیدم شهزاده هرات پیام داده بود باور مه نمیشه چری ای بچه ها رد مه گرفتن بابا حوصله خود خو ندارم😡
برفتم ته چت یو دیدم ۱۵ تا پیام داده بود😳
یا خداااا چی گپ بوده ته سر ازی
نوشته بود
یک دقه نرووو
صبر کن کار دارم😡
وی چری برفتی 🙄
بگو چیوقت میایی که مم آن شم😐
چری چت پاک کردی قرار نبود حرف ها مر بشنوی
بااابیلا که ایشته مغروری بودی😑
میموردی یک دقه نمیرفتی😒
و ......
ای پیام هار همو موقع که آف شده بودم رفتم پایین پیام داده بود
پیام دادم وی خدا چی گپ بوده سر تو ای همه پیام😳
انگار که منتظر پیام مه بود زود آن شد نوشت
برفتی بری تو دیق شدم
مه : جااااااان دیق شدی بری مه😳
نوشت ها دگه 🤪
از ایقدر صمیمیت ازی کفر مه در میامد🤬
مه هم نوشتم محترم تو دوست پسر مه نیی که ایقسم رویه میکنی بعدشم فقد خواستم درد و دل ها تو بشنوم بری یک بار و بری به همیشه مزاحم مه نشی مه با هیچ پسری چت نداشتم و ندارم خوش هم ندارم
حالی هم میبینم از اعتماد مه سو استفاده میکنی برو کاکا برد دگه همرازی بگرد منتظر جواب نشدم در حال تایپ کردن بود که بلاک کردم😁
آخییی ایشته راحت شدم🫠😮💨
همیشه ای عادت منه خیلی زود سوخت مه میگیره و هر قسمی شده قصد خو از طرف مقابل میگیرم ولی در پهلو ازو خیلی مهربانم زودی دل مه میسوزه🥺
تصمیم گرفتم خو شم که صبا صبح وقت برم به کورس شاگردک ها مه منتظر نمونن🤪
یک دو سه چشما خو رو هم کردم مر خو برد ....
صبح با نور آفتاب که صورت مر نوازش میکرد بیدار شدم
ولی یک دفعه یی مثل برق گرفته ها از جا خو بلند شدم ساعت نگاه کردم هفت بود 😢
ای خدا انی نماز مم قضا شد صنف مم دیر شد اووووف
چری مه گوشی خو کوک نکرده بودم انالی جواب مدیر چی بدم🤕
زودی برفتم مانتو زرشکی رنگ خو با شال و شلوار لی سیاه پوشیدم کیف خو وردیشتم از سرا بیرون زدم
همگی خو بودن چون خسته بودن صنف مه معمولا ساعت هفت شروع میشه اما تا مه به کورس برم حداقل ۱۵ دقیقه طول میکشه🥲
اولین سچرخی که به چشم خورد دست دادم سوار شدم خدا خدا میکردم دیر نرسم
مه از دیر رسیدن متنفرم همیشه خوش دارم آن تایم باشم
1September 4, 2026 68 1