فریب_مجازی #نویسنده_دریا_غلامی #قسمت_۸ ظرفا خلاص شد بری خاله زن ماما… — رومان های هراتی — TG.ME

#فریب_مجازی
#نویسنده_دریا_غلامی
#قسمت_۸



ظرفا خلاص شد بری خاله زن ماما اینا چای بردم بعد ازو گفتم مه میرم اتاق خو که صبا زود تری برم کورس

خاله : برو که دگه سر ور نداری

مه : بخیر شاد و خوشحال بیدار میشم به کوری چشم حسوداااا😝

" مه و خاله مه مثلا دوتا دوست هستیم هر حرفی داشته باشم بزو میگم حتی راز خو در کل خیلی خوبیم با هم ازو خاطر ایتا شوخی ها هم میکنیم "

شب بخیری کردم رفتم اتاق خو
سر خو گذاشتم چشما خو بستم و خدا را شکر کردم بخاطر زندگی آرامی که دارم بخاطر ای که دغدغه ای ندارم و آرزو کردم که کاش همیشه همیقسم باقی بمانه🤲🥰

هرچه قلت زدم مر خو نبرد چون نام‌خدا خوب خو شده بودم بعد ظهر بعد ایکه نماز خوندم خدا خو شکر کردم یاد مه آمد که گوشی خو وردارم

گوشی خو وردیشتم رفتم تل دیدم همو شهزاده هرات هم پیام داده یک پسر دیگه ای هم پیام داده بنام آرسین اول پیام آرسین سین کردم گفتم شما🙄

همو دقه آن شد تایپ کرد : تور بخدا یک دقه بلاک نکن

" گاهی ازی تعجب میکنم واقعا ای پسرا چیقسم موجودات عجیبی هستن "

پیام دادم گفتم نشناختم ؟
گفت میشه دوست باشیم

گفتم نه برادر الله نگهدار مزاحمت نکنین
و ها میشه بگین اکانت مر از کجا آوردین
چون مه با کسی چت ندارم و خیلی کم اکانت مه به دست کسی میفته

گفت : شماره شما بالا آمده مم پیام دادم

گفتم: نمیشناسم الله نگهدار

گفت : نروووو تور بخدا یک دقه🥺
میشه معرفی شویم🥰

گفتم‌ : ایشته نچسبی تو بابا رد مر یله کن برو گمشو😡

شما پسرا مشکل شما چیه چری ایتانین

گفت : چری ما چکار کردیم 🤨
گفتم : رد ما یله کنین

گفت : شما دخترا نیمی از ایمان ما هستین🥰

گفتم : مثلا خر شم🙄؟؟

" مچم همی بچه ها چند وقت درس مخ زنی میخونن تا میتونن مخ ما دخترا بیچاره هار بزنن"

گفت نه خدا نکنه ای گپا چیه

منتظر جوابی نشدم و بلاک کردم مه ازو آدم ها نیم که مخ مه به ای راحتی ها زده بشه وگرنه تا حالی هزار نفر میتونست مخ مر بزنه 😏

بیخبر ازی که توست همی مجازی مخ که چی حتی زندگی مه کلا تباه میشه😔
😢2
September 4, 2026 86 1