✅ راهکاری بسیار ساده برای اجتناب از وسوسهی مصرف خوراکیهای ناسالم
✍ دکتر هادی صمدی
🔸اسکوروی بیماری ناشی از کمبود شدید ویتامین ث در رژیم غذاییست که در میان ملوانان کشتیهای بادبانی قدیمی شایع بود. امروزه نوجوانانی یافت میشوند که نه فقیر هستند و نه در جایی دورافتاده گیرافتاده، که به سبزیجات تازه دسترسی نداشته باشند. اما به علت مصرف زیاد محصولات ناسالم و عدم مصرف سبزیجات به این بیماری دچار میشوند.
🔅در مغز نیاکان شکارچی گردآورندهی ما برنامهی حک شده این بوده که هرگاه غذایی پرانرژی پیدا کردی، بدون معطلی آن را بخور، چون معلوم نیست دفعهی بعد کی چنین فرصتی پیش میآید. این برنامه در عمیقترین لایههای مغز نیاکان ما ثبت شد و به شکل غریزی درآمد و به ما نیز ارث رسید. اما ناگهان، در بازهی زمانی که برای تکامل، چشم برهمزدنی بیش نیست، جهان به کلی دگرگون شد. انسانها کشاورزی را آموختند، شهرها را ساختند، صنعت را اختراع کردند و در شهرهای بزرگ دهها فستفود و سوپرمارکت برپاشد. اما مغز شهرنشینان هنوز همان برنامهی کهن را اجرا میکند: «بخور! این آخرین فرصت بقاست!» غافل از اینکه این «آخرین فرصت»، این هفته برای چندمین بار است که برای آنها تکرار شده. در حالیکه برای کودکان گرسنهی آفریقا این عادت کماکان سازشدهنده است برای بسیاری از دیگر مردم شهرنشین عادتی زیانبار است.
🔅وقتی از افرادی که رژیم غذایی ناسالم دارند دلیل آن را بپرسیم عموما افراد ارادهی خود را به اندازهی کافی قوی نمیدانند که جلوی عادات نادرست خود را بگیرند. اما تکامل به ما میگوید مشکل از اراده نیست، مشکل از فعال شدن مسیرهای عصبیست که فعال شدن آنها در محیط ساوان یک سازگاری بوده است.
🌀آیا راهکاری وجود دارد؟!!
🔺حقهای که مغز را دور میزند
پژوهشگران دریافتهاند که برای غلبه بر این ناهماهنگی تکاملی، نیازی به جنگ با غرایز نداریم؛ بلکه میتوانیم از همان مکانیسمهای کهن برای فریب مغز استفاده کنیم. راهکار، بسیار ساده است: برنامههای «اگر-آنگاه».
🔅به چه معنا؟ به این معنا که به جای گلایه از ارادهی ضعیف، یک جملهی شرطی را حفظ کنیم. مثلاً از قبل به خود بگوییم: «اگر بعد از ناهار احساس گرسنگی کردم، آنگاه یک سیب میخورم.» یا «اگر هوس یک میانوعدهی شیرین کردم، آنگاه به جای شکلات، یک خرما میخورم.»
🔅پژوهشگران دریافتند این ترفند بهظاهرساده بسیار بیش از آنچه به نظر میرسد کارآمد است زیرا به جای اینکه قشر پیشانی مغز (مرکز اراده و برنامهریزی) را درگیر کند، از سیستم حافظهی تداعیگر استفاده میکند؛ یعنی همان سیستمی که به ما یادآوری میکند با دیدن یک صندلی، روی آن بنشینیم یا با شنیدن صدای زنگ، درب خانه را باز کنیم.
🔅جالب اینجاست که ترتیب در این برنامه مهم است. باید ابتدا نشانهی (اگر) بیاید و سپس پاسخ (آنگاه). اگر بگوییم «یک سیب میخورم اگر گرسنه شدم»، دیگر آن پیوند محکم در حافظه شکل نمیگیرد. زیرا نشانهی محیطی (گرسنگی) باید ماشهی پاسخ را در همان لحظه بچکاند. این یعنی ما یک «عادت مصنوعی» میسازیم که دقیقاً شبیه عادات کهن عمل میکند؛ آنجا که اجدادمان بیدرنگ به نشانههای گرسنگی پاسخ میدادند، اما این بار پاسخ را به سمت یک رفتار سالم هدایت کردهایم.
💠پژوهشها نشان داده که این روشِ به ظاهر ساده، مصرف میوه و سبزیجات را تا سی درصد افزایش میدهد و این تأثیر تا دو سال پایدار میماند!
🔅یعنی با صرف چند دقیقه زمان برای طراحی این برنامههای اگر-آنگاه، میتوانیم الگوی تغذیهای خود را برای سالها دگرگون کنیم، بیآنکه نیازی به ارادهی آهنین یا رنج و محرومیت داشته باشیم.
این ترفند، فقط به تغذیه محدود نمیشود. در جهانی زندگی میکنیم که پر از ناهماهنگیهای تکاملی دیگر است. مثلاً مغز ما برای پاداشهای آنی طراحی شده، اما امروز با پاداشهای لحظهایِ بینهایتی مثل شبکههای اجتماعی، بازیهای ویدیویی و ویدئوهای کوتاه روبرو هستیم که سیستم دوپامین ما را به هم میریزند. یا سیستم پاسخ به استرس، که برای فرار از دست جانوران وحشی طراحی شده، امروز با تهدیدهای مزمن و مبهم مانند فشار کاری و ترافیک فعال میشود و ما را در گیر و دارِ اضطرابِ دائمی گرفتار میکند.
🔅به نظر میرسد برنامهی «اگر-آنگاه» در همهی این موارد کارآمد باشد زیرا این برنامهها، یک اتصال جدید در مغز ایجاد میکند که مسیر غریزیِ کهن را به سمت یک پاسخ مدرن و سالم تغییر میدهد.
🔅البته این راهکار آنقدر ساده است که بعید است کسی آن را جدی بگیرد زیرا وقتی مسائل بزرگ هستند به اشتباه گمان میکنیم که راهکارها هم باید پیچیده باشند.
🔅اما واقعاً به امتحان کردنش میارزد. کافیست همین الان چند عادتی را که خواهان تغییر آنها هستیم به یاد آوریم و یک برنامهی «اگر-آنگاه» برایش تدارک ببینیم.
┏━━ ☯ ☯ ━━┓
🆔@Psycho_time1
┗━━ ☯ ☯ ━━┛




