بحث بر سر تخصیص حکم عقل است؛ فلذا برای دوستانی که با اصطلاحات منطق و… — کانال رسمی مدافِعان سُـنَّت — TG.ME

کانال رسمی مدافِعان سُـنَّتبسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالى: ﴿وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ﴾ و قال رسول‌الله علیه الصلاة والسلام: مَنْهُومَانِ لَا يَشْبَعَانِ: مَنْهُومٌ فِي الْعِلْمِ لَا يَشْبَعُ، وَمَنْهُومٌ فِي الدُّنْيَا لَا يَشْبَعُ. «دو حریص‌اند که هرگز سیر نمی‌شوند:…
بحث بر سر تخصیص حکم عقل است؛ فلذا برای دوستانی که با اصطلاحات منطق و فلسفه اشنایی‌ای ندارند اندک توضیحاتی می‌دهم:

👈 حکم در اصل به معنای اثبات/نفی چیزی برای چیزی است؛ و هنگامی که به وصفِ «عقلی» متصف می‌شود، مراد حکمی است که عقل به آن پی می‌برد

احکام عقلی 3 قسم هستند...

1_واجب عقلی:
عقل عدمش را محال می‌داند مثل اینکه
کل از جزء بزرگ‌تر است

2_مستحیل عقلی:
عقل وجودش را محال می‌داند؛ مثل
اجتماع نقیضین یا وجود شریک برای باری تعالی

3_ممکن عقلی:
عقل نه وجودش را ضروری می‌داند و نه عدمش را...
مثل بعث و زنده‌شدن مردگان
وجود شخص خاصی مثل زید و قس علی هذا

👈و اما تخصیص چیست؟

والتخصيص: قصر بعض أفراد العام
در تخصیص، فرد همچنان مصداق موضوع عام است، ولی حکم عام از آن برداشته می‌شود...

پس از دانستن تخصیص باید واژه تخصص را بدانیم

التخصّص: خروج الفرد عن موضوع العام حقيقةً
در تخصص یعنی فرد حقیقتاً از موضوع عام خارج است و از ابتدا مشمول آن نبوده است...
برای مثال الله درباره طوفانی میفرماید: تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا
یعنی همه چیز را خراب و تباه کرد
آیا در این لفظ عام [همه‌چیز] عرش الهی، هفت آسمان، سدرة المنتهی و... داخل بوده و تخصیص خورده‌اند؟!
اصطلاحا بلی ولی حقیقتا #خیر
زیرا در لفظ کل اصلا این موارد داخل نبوده!

👈پس خروج این‌ها از لفظ کل خروج تخصصی است نه خروج تخصیصی

برگردیم به اصل مطلب...
قاعده این است:

«ما ثبت بالعقل القطعي لا يقبل التخصيص، وما يبدو استثناءً منه فهو خروجٌ تخصّصيٌّ لا تخصيصيّ.»

یعنی حکم قطعی عقل تخصیص‌پذیر نیست؛ و اگر موردی ظاهراً استثنا به نظر برسد، در واقع از ابتدا داخل در موضوع آن حکم نبوده است. [ همان خروج تخصصی که بنده عرض کردم]

اما گاها ممکن است ظاهرا حکم عقل تخصیص بخورد اما اینطور نیست
بلکه بخاطر دلیلی خارج از عقل مثل شرع است...

برای مثال:
بعث و حشر از جهت ذات خود ممکن عقلی هستند...
یعنی 👈عقل نه وقوعش را ضروری می‌داند و نه عدمش را
اما وقتی نص قطعی از وقوع قیامت خبر می‌دهد، این تخصیص حکم عقل نیست... بلکه طبق نص، یکی از دو طرفِ امر ممکن ( وقوع یا عدم) به اثبات می‌رسد

پس تعبیر صحیح این است: حکم قطعی عقل تخصیص نمی‌خورد آنچه گاهی تخصیص پنداشته می‌شود، در حقیقت تخصّص یا اثبات یکی از دو طرفِ ممکن عقلی است...

امید که این مباحث مثمر به ثمر واقع شود...
و برای نویسنده‌اش مصداق باقیات صالحات حساب شود...
اخوکم: امیر خالد
👍7❤3
August 29, 2026 344 8 6