انقلابهای پیشین نابود شدند چون کارگران نتوانستند قدرت را از طریق دیکتاتوریِ محکم حفظ کنند و درک نکردند که نمیتوانند قدرت را فقط با دیکتاتوری، فقط با زور و اجبار حفظ کنند؛ قدرت را فقط میتوان با بهکارگیری تمام تجربهٔ سرمایهداریِ متمدن، مجهز به فناوری و پیشرو، و با بهخدمت گرفتنِ همهٔ این افراد حفظ کرد. وقتی کارگرانی که برای اولین بار مسئولیت مدیریت را بر عهده میگیرند، رفتارِ غیردوستانهای با متخصص، بورژوا، سرمایهداری که تا همین اواخر مدیر بوده، میلیونها پول به جیب میزده و کارگران را سرکوب میکرده، اتخاذ میکنند، ما میگوییم – و بیشک اکثریت شما نیز همین را میگویید – که این کارگران تازه شروع به حرکت به سمت کمونیسم کردهاند. اگر میشد کمونیسم را با متخصصانی ساخت که به طرز بورژوایی فکر نمیکردند، بسیار آسان بود؛ اما چنین کمونیسمی افسانهای بیش نیست. میدانیم که هیچ چیز از آسمان نازل نمیشود؛ میدانیم که کمونیسم از سرمایهداری میروید و تنها از باقیماندههای آن قابل ساخت است؛ آنها باقیماندههای بدی هستند، درست است، اما هیچ چیز دیگری وجود ندارد. هرکس آرزوی کمونیسمی افسانهای دارد، باید از هر جلسهٔ کاری رانده شود، و تنها کسانی باید باقی بمانند که بدانند چگونه با بازماندههای سرمایهداری کارها را پیش ببرند. مشکلات عظیمی در کار هست، اما کار پرباری است، و هر متخصصی باید بهعنوان تنها وسیلهٔ انتقال فناوری و فرهنگ گرامی داشته شود، که بدون او هیچ چیز ممکن نیست، بدون او هیچ کمونیسمی وجود ندارد.
ارتش سرخ ما در جبههای دیگر پیروز شد، زیرا این مسئله را در ارتباط با ارتش سرخ حل کردیم. هزاران نفر از افسران سابق، ژنرالها و سرهنگهای ارتش تزاری به ما خیانت کردند و ما را فروختند، و هزاران نفر از بهترین سربازان ارتش سرخ در نتیجه جان باختند – این را میدانید. اما دهها هزار نفر به ما خدمت میکنند، هرچند همچنان طرفدار بورژوازی باقیماندهاند، و بدون آنها ارتش سرخی وجود نداشت. و میدانید که وقتی دو سال پیش سعی کردیم بدون آنها ارتش سرخ ایجاد کنیم، به روشهای چریکی و بینظمی انجامید؛ نتیجه این شد که ده تا دوازده میلیون سرباز ما یک لشکر هم تشکیل ندادند. یک لشکرِ آمادهٔ نبرد وجود نداشت، و با میلیونها سربازمان نتوانستیم از پسِ ارتشِ کوچکِ منظمِ گاردهای سفید برآییم. این درس را به بهای خونریزیِ فراوان آموختیم، و اکنون باید آن را در صنعت به کار ببریم.
تجربه به ما میگوید که هرکسی که از فرهنگ بورژوایی، علم بورژوایی و فناوری بورژوایی آگاهی دارد، باید گرامی داشته شود. بدون آنها نمیتوانیم کمونیسم بسازیم. طبقهٔ کارگر، بهعنوان یک طبقه، حکومت میکند؛ قدرت شوروی را ایجاد کرده، بهعنوان یک طبقه آن قدرت را در دست دارد، و میتواند هر طرفدار منافع بورژوایی را بگیرد و از در بیرون بیندازد. قدرت پرولتاریا در این است. اما اگر میخواهیم جامعهٔ کمونیستی بسازیم، بگذارید صادقانه بپذیریم که کاملاً ناتوان از انجام امور، سازماندهی و مدیریت هستیم. باید با نهایت احتیاط به موضوع نزدیک شویم، و به خاطر داشته باشیم که فقط آن پرولتاریایی دارای آگاهی طبقاتی است که بتواند متخصص بورژوا را برای فصلِ پیشِ روِ کشتیرانی آماده کند و وقت و نیروی خود را، که همیشه بهوفور در مدیریت جمعی تلف میشود، هدر ندهد.
سخنرانی ولادیمیر لنین
در سومین کنگره سراسری کارگران حمل و نقل آبی روسیه
11
1August 30, 2026 152 4