قسمتی از #ترکیب_بند
بعد مرگ پدر از شدت غم خير نسا
داشت اين نالهی جانسوز به هر صبح و مسا:
تا ز مرگ تو سيه كرد فلک مِعجر من
شد جهان يكسره تاریک به چشم تر من
در برِ خلق جهان عزت من گشت تمام
رفت تا سایهات -ای جان پدر- از سر من
كاش میبود كنون مادرم، اما چه كنم؟
رفته پیش از تو از این دار فنا مادر من
ای فلک! زود نهادی به دلم داغ پدر
كه نرفتهست غم مادرم از خاطر من
عزتم: ذلت و شادی: غم و اندوه، مباد
اختری را برسد حادثه چون اختر من
اندر این امت بیرحم نهادی تو مرا
رفتی و هيچ نگفتی چه كند دختر من
غصب كردند فدک از من و مسند ز علی
نه ز من شرم نمودند و نه از شوهر من
Marsiat
