🛑ایا اقتصاد وخیم حاضر در ایران نولیبرالی و شبه آن است یا پسماند سوسیالیسم؟ اینبار پاسخی غیر کلیشه ای و منصفانه!🛑 این پرسش را بار ها دیدهایم که بین گروه های چپ و راست مطرح میشود و هر دو طرف انگشت اتهام به سمت هم دراز میکنند. در وهله یادآور باشیم سلطه ولایت فقیه اساسا نگاهی به دوگانه سوسیالیسم و لیبرالیسم ندارد و به قول معروف خارج از چارچوب یک مفهوم بشری-عقلی-علمی تعریف میشود، بستری ندارد که از آن تز یا آنتی تز تولید شود، آش شلم شوربایی که محصول تحجر و عقب ماندگی قماش کودن هاست تحلیل ویژه ای نمیطلبد. باری، همین را بررسی باید! چطور نظام اقتصادی کشوری که دولت در آن بزرگترین مالک و کارفرماست و مرجع قیمت گذاری هاست و نرخ ارز رسمی و نرخ بهره بانکی را در راس بالانس میکند و بخش اعظم درآمدش از خرج خدمات و مالیات است و هر ماه به حساب میلیون ها کارمند حقوق واریز میکند و خود بزرگترین بت توزیع رانت است ، بطور خلاصه اقتصاد کشوری که دولت عمیقا سایه خود را همه جا انداخته و دستوری برخورد میکند را میشه «نولیبرال یا شبه آن» خواند؟ به باور اینان اطلاق صفت نولیبرال به اقتصاد ایران پاک بیوجه است و برای توصیف آن همچنان باید از ترکیبهایی چون اقتصاد دستوری – در برابر اقتصاد آزاد – یا حداکثر، سرمایهداری دولتی استفاده کرد. مسلماً روی سخنان آنان با چپگرایانی است که در سالهای اخیر آنچه را خود «نولیبرالیسم ایرانی» نامیدهاند نقد کردهاند. منکران نسخهی ایرانی نولیبرالیسم اما در ادعای بیربطبودن اقتصاد ایران به نولیبرالیسم اشتباه میکنند، آنهم به این دلیل ساده که «نظام» و «سیاست»های نولیبرالی را با هم خلط میکنند و توجهی به تفاوت تعیینکنندهی این دو ندارند. بعید میدانم هیچ چپگرایی ادعا کرده باشد که اقتصاد ایران یک «نظام» نولیبرالی است، یعنی تمامیت سازوکارها و مناسبات اقتصادی آن برگرد منطق نولیبرالی میچرخد. کور و کر هم اگر باشیم میدانیم که اینگونه نیست. با اینهمه هر آنکه چشمی بینا و گوشی شنوا داشته باشد به سهولت تشخیص میدهد که «سیاست»های نولیبرالیستی در ایران با سرعت و جدیت در جریان است و توسط نهادهای سیاستگذار و تصمیمساز اقتصادی با حدت و شدتی مثالزدنی دنبال میشود. کیست که از روند آزادسازیها (بارزتر از همه: حذف یارانهها، واقعیکردن قیمتها)، مقرراتزداییها (در رأس همه: موقتیسازی، ارزانسازی و بیثباتسازی نیروی کار)، خصوصیسازیها (روشنتر از همه: واگذاری اموال و داراییهای دولتی (عمومی) به بخش خصوصی، برونسپاریها) و بازاریسازیها (بیش از همه: پولیشدن آموزش عمومی و آموزش عالی، بهداشت و درمان) بیخبر باشد؟ این روندها هر روز دامنهی گستردهتری پیدا میکنند و بر گسترهی نفوذ و تعیینکنندگیشان در حیات اجتماعی ایران افزوده میشود. مسئله این نیست که این «سیاست»ها اجتنابپذیر هستند یا نیستند و یا اینکه در برابر آنها آیا اصلاً میتوان به سیاستهایی جایگزین فکر کرد یا نه. مسئله این است که این «سیاست»های نولیبرالیستی – مگر نولیبرالیسم چیزی غیر از همین سیاستهاست؟ – سالهاست که با قاطعیتی تزلزلناپذیر بر اقتصاد ایران حاکماند و نه در مقام ایده و توصیه و پیشنهاد که در مقام مصوبات صریح حکومتی اجرا و اِعمال شدهاند. به همان اندازه که ادعای نولیبرالیبودن «نظام» اقتصادی ایران ادعای بیراهی است ادعای بیربطبودن آن به «سیاست»های نولیبرالیستی ادعایی ریاکارانه است. 🛑https://t.me/MLT_media🛑
ایا اقتصاد وخیم حاضر در ایران نولیبرالی و شبه آن است یا پسماند… — « THE MLT Critical text » — TG.ME
August 11, 2024 817 8