بقیه هم در حال نقش بازی کردنن.
دازای کم کم نشون میده که صرفا یوزو اینجور نیست (تفاوتش با نهآدمی)، بلکه دوست های یوزو، پرستارش، و مخصوصا خود راوی هم در حال نقش بازی کردنن. راوی مدام وارد داستان میشه، در مورد چیزی که مینویسه نظر میده و خودش رو نقد میکنه.
ما داریم داستانی در مورد کسی که نقش بازی میکنه میخونیم، در حالی که راوی داستان خودش هم در حال نقش بازی کردنه.
راوی مدام دیوار چهارم رو میشکنه. دازای نمیخواد فراموش کنی که در حال خوندن یه داستان هستی. پس سه لایه داره:
- دازای در حال نوشتن یه کتاب=>
- در مورد نویسندهای که نقش بازی میکنه(راوی) و داستانی رو مینویسه=>
- و داستان در مورد کسیه که نقش بازی میکنه (یوزو).