چه اتفاقی خواهد افتاد؟ جامعه ایران با دهها هزار جان باخته، با این داغ چطور کنار میآید؟ پس از فرمان جهاد خمینی علیه کردستان در سال ۵۸، جنایتی مشابه آنچه در دی ماه ۱۴۰۴ در ایران رخ داد، در کردستان اتفاق افتاد. اعدامهای خیابانی، به رگبار بستن مردم با دوشکا، از جمله زنان و کودکان، خمپاره انداختن بر میدانهای اصلی شهر در شلوغترین ساعات روز، ربودن اجساد، تیر خلاص زدن به مجروحان و اعدام و تیرباران فلهای از سال ۵۸ آغاز شد. عزیزی برایم از پشته پشته اجساد در بیمارستان خمینی سقز میگفت، از این که در خیابان دست به زیر سر هر که میبرد دستش در جمجمهشان فرو میرفت. عزیز دیگری از دو انسان شریف که قرار بود در عید فطر همان سال آزاد شوند اما اجسادشان را با چشمهای تخلیه شده اول در بانه چرخاندند و بعد مقابل مادرش که کوچه را آب و جارو کرده بود انداختند. آنها به امدادگران و پرستارانی همچون نسرین و شهلا کعبی رحم نکردند. همان طور که امروز به پرستاران در تهران رحم نمیکنند. بعد از جنایت آشکار در سالهای اول استقرار جمهوری اسلامی در کردستان، جنگ بزرگتری در روایتسازی و پروپاگاندا به راه انداختند. قصههایی از بریدن سر پاسدارها با «در قوطی کنسرو» و «کاشی»، روایتهایی از «تجزیهطلبی» و «نجاست» کردها. روایتی که متاسفانه خیلیها در سراسر ایران باورش کردند و از فاصله بین مردم کردستان و سایر ایران درهای ساختند که بسیار به سختی پر خواهد شد. چند سال پیش یک وکیل دادگستری در تهران که وکالت زندانیان سیاسی را هم میپذیرفت و این روزها بسیار در رسانهها حاضر میشود گفت :«در این که کومله سر میبرید که دیگر شکی نیست». عرض کردم بله، درست میفرمایید. شما هم اگر گذرتان به کردستان افتاد مراقب خودتان باشید. تصاویر زیادی از «جنایت علیه بشریت» در کردستان در دست نیست. عصر موبایل و اینترنت که نبود. اما نگاهی به همین اجساد که از شر پاسداران سپاه تا پیش از تدفین در میان یخها نگهداری میشدند گویای همه چیز است. سالها بعد از آن «جنایت علیه بشریت»، کردستان محل تولد جنبش زن زندگی آزادی بود. هنوز هم محل برگزاری منظمترین اعتصابها است. کردستان بعد از آن جنایت به مهد (یکی از مهدهای) جامعه مدنی تبدیل شد. کردستان نشان داد که سوژگی یک ملت را نمیشود با دوشکا تیرباران کرد. نمیدانم این مقایسه با تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، رشت و سایر شهرهای ایران چقدر درست است. اما تصور میکنم «همه چیز» تمام نشده است. بیشمارند کسانی که که هم سالهای ۵۸، ۵۹ و سالهای پس از آن را دیدند و هم امروز هنوز در کردستان زندگی میکنند. کم نیستند کسانی که هنوز خبری از محل دفن عزیزانشان ندارند. اما هنوز زندگی میکنند و بخشی از جامعه کردستان هستند. آیا چهل سال طول خواهد کشید؟ فکر نمیکنم. سرعت تغییرات بسیار بالاتر است. خیل جمعیت ۱۸ و ۱۹ را چه کسی باور میکرد؟ زن زندگی آزادی را چه کسی پیش از آن باور میکرد؟ آینده را هم نمیتوانیم پیشبینی کنیم. متاسفانه یا خوشبختانه باید امیدوار باشیم و از همدیگر مراقبت کنیم. @LifeBeforeUs
10
7
5
1