«در حالی که از پایان جنگ از طریق توافق سخن گفته میشود، همه میدانند که هیچ توافقی بهتنهایی قادر به حل این منازعه نخواهد بود؛ زیرا توافقها، بدون پشتوانه قدرت، ارزش چندانی ندارند.
آنچه پس از آن رخ خواهد داد ــ اینکه تنگه هرمز همچنان تحت نفوذ و کنترل ایران باقی بماند یا این موقعیت از ایران گرفته شود ــ احتمالاً دشوارترین و خطرناکترین مرحله این درگیری خواهد بود.
این نبرد نهایی که مشخص خواهد کرد کدام طرف پیروز شده و کدام طرف کنترل را از دست داده است، احتمالاً نبردی بسیار بزرگ خواهد بود.»
بخش مهمی از تحلیلها بر قیمت نفت متمرکز است؛ اما از نگاه دالیو، موضوع اصلی به قدرت ژئوپلیتیک بازمیگردد. تنگه هرمز تنها یک مسیر انتقال انرژی نیست، بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی و نمادی از قدرت و نفوذ منطقهای است.
اگر ایالات متحده نتواند امنیت عبور انرژی از تنگه هرمز را تضمین کند، این وضعیت ممکن است از سوی بسیاری از کشورها بهعنوان نشانهای از کاهش نفوذ آمریکا و تضعیف توان آن در حفاظت از مسیرهای راهبردی تجارت جهانی تفسیر شود.
دالیو به نمونههایی مانند بریتانیا پس از بحران کانال سوئز و هلند در دوره افول قدرت خود اشاره میکند؛ مقاطعی که ناتوانی در حفظ کنترل یا امنیت مسیرهای حیاتی تجارت، به نشانهای از کاهش نفوذ جهانی آنها تبدیل شد.













