حکایت تشرف شیخ سعد الدین حمویه خدمت شیخ نجم الدین کبری
ابوعبدالله احمد بن محمد بن عبدالله خیوَقی خوارزمی مشهور به شیخ نجم الدین کبری (مقتول در 618 ه.ق.) از اجلۀ مشایخ قرون ششم و هفتم و بنیانگذار طریقت کبرویه است، طریقتی که نفوذ بسیاری در ایران و آسیای میانه و هند داشته و دارد. طریقت کبرویه از مهمترین طریقتهای ایران است و بعدها چند طریق شیعی از جملۀ طریقت نوربخشیه و ذهبیه از آن منشعب شدند. شیخ نجم الدین را شیخ ولی تراش گفته اند از آن رو که مشهور است دوازده مرید از اولیاء خاصه تربیت کرد.
و جملۀ ایشان از اولیای کامل شدند: «حضرت شيخ را مريدان بسيار بودهاند، امّا چندى از ايشان يگانه جهان و مقتداى زمان بودهاند، چون شيخ مجد الدّين بغدادى و شيخ سعد الدّين حمّويى و بابا كمال جندى و شيخ رضى الدّين على لالا و شيخ سيف الدّين باخرزى و شيخ نجم الدّين رازى و شيخ جمال الدّين گيلى. و بعضى گفتهاند كه: مولانا بهاء الدّين ولد والد مولانا جلال الدّين رومى نيز از ايشان بوده است، قدّس اللّه تعالى ارواحهم.» (جامی، نفحات الأنس)
پس از آنکه شیخ سعد الدین محضر شیخ الشیوخ صدر الدین حمویه مشرف شد و از ایشان خرقه گرفت به حجاز رفت و مدتی مجاور بود و سپس به شام رفت: «من به علوم ظاهری میپرداختم و آنچه از علوم شرعی و نقلی و عقلی ممکن بود فراگرفتم، اما در نفسام جز کشش به دنیا و زخارفاش نمیدیدم، اما خدا مرا از آن حال رهایی داد. مرا اشارتی آمد که سوی شام رو، پس به شام شدم و چندی در بعلبک در مسجدی متروک بودم. مردی لبنانی به مسجد آمد و مرا گفت: تو جویای حق هستی، پس عزم خود جزم کن، بدانچه خواهی بهزودی رسی، اموری بر تو پیش خواهد آمد که عقلها از ادارکاش عاجز اند. آن مرد لبنانی مرا گفت که پیش شیخ نجم الدین کبری رو که مربی قلبها اوست. چون به شیخ نجم الدین رفتم، شیخ ایستاد سینه مرا لمس کرد و مرا کنار خود نشانید و گفت: خدای را مردانی غیبی است که اهل را به اهل رسانند. پس چهل روز در صحبتاش بودم و بعد مرا تلقین ذکر و امر به خلوت کرد.»
شیخ چلهای به امر شیخ نجم الدین کبری مینشیند و در آن چله عجایب بسیار میبیند، و در پایان چهل روز شیخ نجم الدین درب چلهخانه را به روی شیخ سعد الدین باز میکند و خرقهای و همچنین اجازهای به ایشان میدهد و پس از آن شیخ سعد الدین دوباره به مکه سفر میکند و مدتی را مجاور خانه کعبه میشود.
گذشته از اشارت غیبی آن مرد لبنانی، به نظر مادر شیخ سعد الدین نیز نقش پررنگی در تشرف ایشان نزد شیخ نجم الدین کبری داشته اند، شیخ نجم الدین در اجازهای که برای شیخ سعد الدین نوشته است، به نقش مادر شیخ در این میان اشاره میکند: «سعد الدین به اشارۀ مادرش قصد زیارت این ضعیف را کرد، خداوند ورا در آخرت محفوظ دارد چنانکه در دنیا داشته است.» و سپس در همان اجازه اشاره میکند که سعد الدین را برای پاسداشت حقوق مادرش به نزد وی باز میفرستد: «ما سعد الدین را به سوی مادرش، رضی الله عنها، باز فرستادیم، تا برخی از حقوقی که مادر بر فرزند دارد را ادا کند، که از گفتار رسول، صلی الله علیه وسلم، دانسته میشود که بهشت زیر پای مادران است.» مادر شیخ از نزدیکان تَرکان خاتون، والدۀ سلطان علاء الدین محمد بن خوارزمشاه، بوده است. ترکان خاتون نیز به شیخ سعد الدین توجه و ارادت خاصی داشته و هدایای بسیار برای ایشان ارسال میکرده تا جایی که حسادت برخی حاسدان را برانگیخته میشود.
جناب شیخ نجم الدین کبری در سال 616 ه.ق. به شیخ سعد الدین حمویه اجازه داده اند، که در آن وقت ایشان حدود سی سال داشته اند. اگر اجازه درست پس از اتمام نخستین چلۀ ایشان باشد، احتمالاً میتوان گفت که شیخ سعد الدین در همان حوالی سال 616 ه.ق. نیز خدمت شیخ نجم الدین مشرف شده است.
کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب
@Ghafcafe181 قاف کافه
September 6, 2026 41