رسالهء مهم: "طریقت مریمیه" و سیر تطور آن از شوان تا حسین نصر.
قسمت سوم
گفتیم که در بین عکسهایی که راولینسون براي سجویک فرستاد، نقاشی شوان از "مریم باکره" نیز وجود داشت: تابلویی از شوان که زنی را کاملاً برهنه، با اندام تناسلی نمایان، نشان میدهد.
از اینجا آشنایی سجویک با کارهاي خلاف عرف در فرقه مریمیه آغاز میشود و روی آن حساس شده و به تحقیق میپردازد؛ اعمالی که حداقل از نظر اسلامی و بعنوان شیخ طریقت خلاف عرف است.
سجویک ماجراي عکسها و نقاشیهاي شوان را با آلن گولد مطرح میکند. گولد، استاد دانشگاه آمریکایی قاهره، کسی است که اوّلین بار شوان را به سجویک معرفی کرد و کتابی از شوان به او داد.
گولد دههاسال درخاورمیانه زندگیمیکرد و مکرر به عربستان سعودي میرفت. با نقاشیهاي شوان آشناست وگولد با عکس
به سجویک میگوید امري خلاف قاعده رخ نداده و مشکل از درك ناقص سجویک از "قاعده" است!
سجویک در سفر به آمریکا براي دیدار با پروفسورحسین نصر به واشنگتن دي. سی. میرود و شاگردش به او میگوید چنین بنظر می آید که نصر چیزی بسیار بزرگتر از یک استاد خشک وخالی است، این را فراموش نکن.» و البته سجویک در واشنگتن این را کاملاً حس میکند؛
دو سال بعد سجویک به تهران میرود و بقایاي «آکادمی مُعظم ترادیشنالیستی» را میبیند که نصر در دوران زندگی در ایران آن را اداره میکرده و درمییابد که نصر در ایران بسیار بیش ازآمریکا نفوذ داشته، نفوذ وي حتی پس از انقلاب تداوم یافته و قویتر شده است. وي درمیابد که به راستی افتخار ملاقات با «مردي بزرگ» در آمریکا را داشته است.
واما گنون:
گنون مسلمانی معتقد ومقید بود که "تحول فردي ازطریق مراقبه را راه نجات غرب" میدید، در حالی که "جولیوس اوولا"به تغییر از طریق قدرت سیاسی دل بسته بود.
رنه گنون اندیشمند فرانسوي- مصري در سال 1886 به دنیا آمد. وی بنیان گزار جریان فکري "ترادیشنالیسم" یا باطنگرایی در غرب شناخته میشود. او در سال 1951 در قاهره درگذشت.
پیروان شوان و نصر در ایران و در آمریکا و اروپا در پوشش نام و آراء گنون براي خود اعتبار کسب میکنند. آنان خود را وارث فکري و معنوي رنه گنون و
"سنتگرایی" گنونی معرفی می کنند در حالی که،رفتار و عملکرد شوان در تقابل با سیره و عقاید گنون بود به حدي که اقدامات شوان را عامل افسردگی شدید و حتی بیماری و مرگ زودرس گنون در 64 سالگی میدانند.
پیروان شوان در ایران نیز که خود را در پوشش گنونی پنهان کرده اند، عموماً داراي مناصب و عناوین شامخ دانشگاهی هستند، این درحالی استکه گنون اندیشمندي غیردانشگاهی بود وتنها در 30 سالگی (1915)، از سوربن مدرك
لیسانس در رشته فلسفه را اخذ کرد و این بالاترین مدرك تحصیلی اوست .
مفاهیم بنیادین در "ترادیشنالیسم "
در زبان فارسی معادل "سنتگرایی" است،
و این معادل رواج کامل یافته است. "جنبش ترادیشنالیست"، نام یکجریان فکري است که باعقاید رنه گنون هوّیت یافت و دراین معنا با مفهوم متعارفی که از "سنت"، درمقابل "تجدّد"، میفهمیم متفاوت است.
از منظر گنون، "سنت" حقایق یااصولی
است که «درمعنایی وسیع ازمبدأ الهی جاري شده و خارج از محبس است.» و «ذات قدسی از آن حیث که ذات قدسی است، مبدأ "سنت" زمان و مکان، تجلیات گوناگون نظیرادیان، هنر و مانند آن یافته است وبه خونی میماند که در شریانهاي سنت،ساري وجاري است.
سنت حضور ذات قدسی رادرتمام نقاط جهان هستی گسترش میدهدو تمدنی میآفریندکه ذات قدسی حضوري فراگیر در آن دارد.
گنون حتی فلسفه را نیز "سنت" نمیداند به این دلیل که «در مرتبه راسیونل [عقلانی] واساساً دنیوي است.»
به این نگرش، که به"جاودانگیِخالده حکمت" و جوهر دینی ازلی و ابدي قائل است، که به آن"پرنیالیسم" میگویند. در زبان فارسی معادلهایی چون "پایدارگرایی" و"پایاگرایی" و "خالده گرایی" رابراي پرنیالیسم بکار بردهاند.
پرنیالیسم گذشته گرایی نیست بلکه حتی آینده گرایی نیزهست.
"پرنیال" حکمتی است که در زمان و مکان جاري و ساري است واز آغاز تا
پایان امتداد دارد.
«سنت تداوم وحی است.انتقال متصل اصول، علوم و قوانین جهانشناختی و معنويِ برآمده از دین وحیانی، از طریق نسلهاي بیشمار است: [در سنت] هیچ امري فروگذار نشده است،از پایه ریزي نظامهاي اجتماعی وموازین رفتارتا
احکام و قواعدي که به کنترل و تنظیم هنرها و طرحها و نحوه تزیین و پوشیدن لباس مربوط میشود؛ سنت دربردارنده
علوم ریاضی، فیزیکی، پزشکی و روانشناختی و افزون بر آن مشتمل بر علومی است که از حرکتهاي فلکی گرفته میشوند. آنچه که آن را کاملاً درمقابل علم مدرن ما -که اساساً نظامی بسته میباشد- قرار میدهد این است که سنت همه چیز را به مراحل بالاتر هستی و در نهایت به اصول غایی الهی، که مسائلی کاملاً ناشناخته براي بشر جدید هستند، ارجاع می دهد.»
کانالتخصصیعرفانومتافیزیکدرتلگرام ویوتیوب:
@Ghafcafe181 قاف کافه
September 5, 2026 51 2