جايگاه اجتماعي طريقت قادريه از پيدايش تا پايان دورة صفوي
حميد حاجيانپور
وهادي پيروزان
قسمت سوم
روند روبه رشد طريقت قادريه در ايران، در ساية حمايتهاي مردمي و تا اندازهاي دسـتگاه خلافت تا پيش از حملة مغول ادامه يافت، اما تهاجم مغول وفروافتـادن دسـتگاه خلافـت عباسي دو پيامد داشت كه در رويكرد فكري طريقت قادريه نيز تغييراتي ايجاد كرد: نخست ستمهاي روزافزون مغولان، اثري تاريخي در روح و روان مردم ايران به جاي گذاشـت
و گروههاي زيادي از آنان را به سوي تصوف كشاند. فضاي اجتمـاعيايران انديشه هاي تصوف را پذيرا شد و تصوف به عنوان تسـكين دهنـدة دردهـاي فزاينـدة اجتماعي، توجه اكثريت اصناف و طبقات را به خود جلب كرد . مردم رنج كشيدة به خانقاههـاروي آوردند و بر تعداد خانقاهها پيوسته افزوده می شد . لذا، به علت علاقهاي كه عامه نسبت بهمشايخ صوفيه نشان ميدادند، تصوف عوام پسند شد .
مردم با پيوستن به خانقاههايي كه به دور از تعصبات مذهبي بودند، از كمكها و صفايصوفيانه برخوردار ميشدند و پيران طريقت با رفتارهای الهی و اخلاقی خود كانون توجه مردم گرديدند و قدرت اجتمـاعي آنان روز به روز فزوني يافت. از اين رو، بايستي آموزه ها و تعليمات اجتماعي هم تغيير مي يافتو عامه پسندتر ميشد. در اين راه، در طريقت قادريه تلاشهايي انجام شد. در واقع، مرشدان مكتب قادريه ديگر قادر نبودند با مشي فقاهتيِ سابق بـه فعاليـت خـود ادامـه دهنـد، زيـرامذاهبِ ديگر هم اجازة خودنمايي يافتند و همچنين دستگاه خلافت هم به مثابة پشتوانة اين فرقه، ديگر بر سرير قدرت نبود. حتي در حادثة مغول و سقوط بغداد، به اعضـايخـانوادة
عبدالقادر گيلاني لطماتي سخت وارد شد، اگرچه بغداد همچنان مركز فعاليت آنها باقي ماند.
بنابراين از اين دوره به بعد، در طريقت تغييراتي ايجاد ميگردد و تلاش مـيشـود كـه ازوجه فقاهتي طريقت كاسته و جنبة صوفيانة آن قويتر گردد تا توانايي حفظ پايگاه اجتماعي سابق خود را داشته باشد. در نتيجه، در تعاليم مشايخ قادريه از آموزه هاي عرفاني (كه پيش از
اين در آموزه هاي طريقت سابقه نداشت) همچون وحدت وجود صحبت ميگردد تا نـوعي جذابيتی عموميتر كسب كنند. در واقع، اينگونه به نظر ميرسد كـه بـا برافتـادن دسـتگاه خلافت، كه حافظ منافع اهل سنت و به تبع آن سلسله هاي وابسته به آن بود، سلسلة قادريـه
به اصلاحاتي در آموزه ها و تعاليم اجتماعي خود دست زد و براي جامعـه پذيرترشـدن و بـه دنبال آن، دستيابي به طريقت عرفاني منطبق با روحيات مردم تلاش بيشتري كرد. شايد بتوان گفت كه طريقت قادريه تصوف را به معناي اصيل آن از اين سالها آغاز كرد. سلسلة قادريـه
با جداشدن از تعصب مذهبي، خط تساهل و تسامح را درپيش گرفت .
و با اين تغييرات نه تنها توانست تا حدودي موفق به حفظ جايگاه اجتماعي خود گردد، بلكه اندك مدتي پس از آن توانست بر مناسبات اجتماعي مردم مناطقي چون هند نيز مـؤثر عمـل كند. در واقع، ايلغار مغول نقطةعطفي در ادامة راه طريقت قادريه بود.
کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب
@Ghafcafe181 قاف کافه
September 1, 2026 79