سپس قانون اساسی از راه رسید و این ایده‌ها را یک گام جلوتر برد. ماده ۶… — Envelope — TG.ME

Envelopeجفرسون از سنین جوانی نسبت به دین تردید داشت. او به خالقی عاقل اعتقاد داشت که جهان را به حرکت در می‌آورد اما در امور انسانی دخالت نمی‌کند. او عمیقاً به دین نهادینه‌شده مشکوک بود. او سال‌ها صرف کالبدشکافی عهد جدید کرد، بخش‌هایی را که معتبر می‌دانست حفظ کرد و…
سپس قانون اساسی از راه رسید و این ایده‌ها را یک گام جلوتر برد. ماده ۶ هرگونه آزمون مذهبی را به عنوان شرط تصدی مناصب فدرال لغو کرد. در مباحث پیرامون تصویب قانون اساسی، این سوال بلافاصله و رک و پوست کنده در میان کسانی که به این ماده شک داشتند، مطرح شد: آیا یک مسلمان تورک آنطور که در آن زمان مسلمانان نامیده می‌شدند، می‌تواند مناصب دولتی را در دست بگیرد؟
پاسخ این بود: بله.
یکی از نمایندگان کارولینای شمالی، ویلیام لنکستر، این موضوع را اینگونه بیان کرد: « بیایید به یاد داشته باشیم که ما در حال تشکیل دولتی برای میلیون‌ها نفری هستیم که هنوز وجود ندارند. من پیشگو نیستم. نمی‌دانم اوضاع در چهارصد یا پانصد سال آینده چگونه خواهد بود. اما مسلم است که کاتولیک‌ها ممکن است بر آن کرسی بنشینند و مسلمانان نیز ممکن است بر آن بنشینند.»
اگرچه جفرسون در نوشته‌های خود شجاعانه از مسلمانان دفاع می‌کرد، اما در زندگی روزمره خود آنها را نادیده می‌گرفت. برخی از مسلمانان به عنوان برده برای او در مونتیچلو کار می‌کردند، اما او به آنها توجهی نمی‌کرد؛ در اسناد او، آنها صرفاً دارایی محسوب می‌شدند.
اما در دسامبر ۱۸۰۵، جفرسون بالاخره خود را در تماس مستقیم با مسلمانان یافت.
ایالات متحده درگیر درگیری پرتنشی با کشورهای بربر، قدرت‌های شمال آفریقا که خطوط کشتیرانی مدیترانه را کنترل می‌کردند، بود. جفرسون در آن زمان رئیس جمهور بود و نیاز داشت راه حلی برای این مشکل پیدا کند. بنابراین، او سیدی سلیمان الملیمیلی، فرستاده تونس، را برای مذاکره با خود فراخواند.
جفرسون اغلب میزبان شام‌های کاری در اقامتگاه ریاست جمهوری بود که در آن قانون‌گذاران، دیپلمات‌ها و سیاستمداران شرکت می‌کردند. این جلسات معمولاً حدود ساعت ۳:۳۰ بعد از ظهر، پس از پایان جلسات مجلس نمایندگان یا سنا، آغاز می‌شد.
رابرت اسمیت، وزیر نیروی دریایی، دعوتنامه را برای میلیملی که در هتل استل در نزدیکی ساختمان کنگره اقامت داشت، ارسال کرد.
ملیملی با احترام تمام از وزیر استقبال کرد. او در حال خواندن نماز بود که وزیر وارد شد. او با آرامش و خونسردی از سجاده خود برخاست، به سخنان او گوش داد و سپس پاسخ داد که در آن ماه جز پس از غروب آفتاب نمی‌تواند غذا بخورد.
آن سال، ماه رمضان با ماه دسامبر مصادف شد. وقتی وزیر پاسخ ملیلی را به جفرسون ابلاغ کرد، رئیس جمهور فهمید که مهمانش روزه است .
او دعوت‌نامه‌ها را اصلاح کرد و نوشت: «شام دقیقاً هنگام غروب آفتاب روی میز قرار خواهد گرفت. لطفاً پاسخ دهید.»
عصر روز نهم دسامبر ، هنگامی که خورشید زمستانی در پشت تپه‌های بالای رودخانه پوتوماک غروب می‌کرد، مهمانان گرد هم آمدند: سناتورها، نمایندگان مجلس و دیپلمات‌ها. آنها انتظار یک شام سیاسی معمولی را داشتند. اما خود را در مواجهه با یک رویداد بی‌سابقه در کنار میز رئیس جمهور یافتند: یک وعده افطار.
غذا با غروب آخرین نور روز رسید.
بیرون، واشنگتن سرد و تاریک بود. در داخل، نور شمع، گرمای یک پذیرایی خصوصی و خوشرویی‌ای که توماس جفرسون با آن از مهمان مسلمان خود استقبال کرد، موج می‌زد.
جان کوئینسی آدامز، که بعدها ششمین رئیس جمهور ایالات متحده شد، در آن شام حضور داشت و آن را در دفتر خاطرات خود ثبت کرد. او نوشت که این شام «در اوج ماه رمضان، زمانی که تورک‌ها تا زمانی که خورشید بالای افق است روزه می‌گیرند» برگزار شد.
به لطف مطالعه جدی جفرسون در مورد ادیان، اسلام به بخشی از چشم‌انداز فکری برای تأسیس آمریکا تبدیل شد. برای دهه‌ها، متفکران برجسته اروپایی در مورد امکان ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر آزادی واقعی مذهبی بحث می‌کردند. اما جفرسون موفق شد این ایده را به واقعیت تبدیل کند و آن را به سنگ بنای ایالات متحده تبدیل کند.
این ایده، حتی امروز، یکی از عمیق‌ترین دستاوردهای هر انقلابی در تاریخ است.

نوشته ی رویا حکانیان
July 4, 2026 440 10