بعضی وقتها این جمله به شکلی کاملاً اشتباه استفاده میشود.
مثلاً فرد:
برنامهریزی نمیکند،
مشورت نمیکند،
از تجربه استفاده نمیکند،
خطاهای خود را اصلاح نمیکند،
در برابر خطر هیچ تدبیری ندارد،
و بعد میگوید:
«حسبنا الله و نعم الوکیل.»
این برداشت با منطق آیه سازگار نیست.
در همین سوره، مؤمنان ابتدا با واقعیت مواجهاند، حرکت میکنند و بعد در موضع توکل قرار میگیرند.
بنابراین در منطق دعوت:
توکل، جایگزین اسباب نیست؛ توکل، اصلاحکنندهٔ نسبت انسان با اسباب است.داعی از اسباب استفاده میکند، اما دلش را به اسباب نمیبندد.
یک کاربرد عمیقتر برای امروز
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین میدانهای این آیه در عصر ما، نبرد بر سر دلِ داعی است.
دشمن دعوت همیشه نمیخواهد داعی را از میدان بیرون کند؛ گاهی میخواهد او را:
مأیوس، مضطرب، عصبانی، منفعل یا وابسته کند.
در اینجا «حسبنا الله» فقط یک ذکر نیست؛ بلکه یک موقعیت ایمانی است:
من میترسم، اما تسلیم ترس نمیشوم.💎 بنابراین در دعوت امروز، «حسبنا الله» یعنی:
من خطر را میبینم، اما خطر را معبود خود نمیکنم.
من اسباب را به کار میگیرم، اما به اسباب تکیه نمیکنم.
من مخالفت را میشنوم، اما معیار حق را مخالفت و موافقت مردم قرار نمیدهم.
من نتیجه را میخواهم، اما ربوبیتِ نتیجه را برای خدا باقی میگذارم.
وقتی فشار زیاد میشود، ایمان کم نشود.
وقتی دشمن بزرگ میشود، خدا در نگاه ما کوچک نشود.
وقتی نتیجه دیر میرسد، دعوت متوقف نشود.
وقتی مردم روی برمیگردانند، داعی از حق روی نگرداند.
و وقتی اسباب کم است، امید به خدا کم نشود.
و شاید زیباترین نکته این باشد که قرآن نگفت:
«حَسْبِيَ اللَّهُ»
بلکه فرمود:
﴿حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ﴾
یعنی این فقط سخن یک فردِ نگران نیست؛ موضع یک جماعت مؤمن در میدان دعوت است.
این آیه، برای دعوتگر معاصر بیش از آنکه جملهای برای گفتن باشد، مکتبی برای ایستادن است.
🌱 @dawate