کافه استراتژی: post #181 — TG.ME

▫️سرابی به نام کمّی‌گرایی؛ ظلمی بر جامعه به نام سنجش عملکرد

علی بابایی

▫️برخی از صاحبنظران، سریال «شنود» که براساس زندگی واقعی سازندگان آن ساخته شده است را یکی از بزرگ‌ترین سریال‌های مستند فرهنگی عصر حاضر می‌دانند؛ و البته دلیل خوبی هم برای این نظر خود دارند. ماجراهای این سریال، در شهر بالتیمور آمریکا رخ می‌دهد و به بررسی چند نهاد اصلی جامعه در این شهر – یعنی پلیس، مدرسه، شهرداری، و مطبوعات - می‌پردازد. این سریال توانست مخاطبانی گسترده از سراسر جهان جذب کند چراکه در جوامع غربی، موضوعات مرتبط با سوء عملکردهای چنین سازمانهایی مخاطبان فراوانی دارد.

▫️یکی از اصلی‌ترین موضوعات سریال شنود، برجسته کردن نقش مخرب شاخصها (metrics) است: یعنی سنجش عملکرد سازمانها با استفاده از شاخصهای کمّی به عنوان سنجش «مسئولیت پذیری» آنها. یکی از قسمتهای  اصلی مستند، مربوط به کارآگاهان فداکاری است که به دنبال تشکیل یک پروندۀ جنایی پیچیده علیه رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر هستند. اما به دلیل این که تشکیل چنین پرونده‌ای، ممکن است ماه‌ها و یا حتی شاید سال‌ها طول کشد، مقامات بالاتر آن‌ها را از انجام چنین کاری نهی می‌کنند. درواقع مقامات بالاتر، بیشتر مایلند پلیس با دستگیری تعداد زیادی از فروشندگان خرده فروشِ مواد مخدر، شاخص عددیِ تعداد دستگیری‌ها را افزایش دهد؛ حتی اگر در اکثر موارد، دستگیرشدگان بلافاصله آزاد شوند. همچنین شهردار مایل است تا پایان سال، میزان جرم و جنایت 5 درصد کاهش پیدا کند؛ که البته هدفی است که تنها با نادیده گرفتن جرایم واقعی حاصل می‌شود؛ البته هر دو مورد فوق فقط به یک معناست: تمرکز بر امور کمتر مفید، به جای جلوگیری واقعی از وقوع جرم.

▫️بازی با شاخصهای کمّی، در هر حوزه‌ای رخ می‌دهد: در حوزۀ پلیس، در حوزۀ آموزش، در حوزۀ پزشکی، در حوزۀ سازمان‌های غیرانتفاعی، و در حوزۀ کسب‌وکار. متاسفانه مشکل وقتی تشدید می‌شود که این شاخصها، پایه و اساس تخصیص پاداش و جریمه برای سازمانها و افراد قرار می‌گیرند. در این میان و به شکل تقریباً اجتناب ناپذیری، افراد به مهارت دستکاری شاخص‌های کمّی دست می‌یابند و یاد می‌گیرند که موارد منفی را گزارش ندهند، به جعل داده پردازند، یا صرفا کارهایی را انجام دهند که شاخص‌های عملکردشان را ارتقاء دهد. از همه مهمتر، گره زدن پاداش به شاخصهای کمّی عملکرد، در نهادهایی که کارکنان آن‌ها متمایل به یک آرمان والا هستند، عملا موجب تخریب حس تعلق آنها می‌گردد. حتی مبتنی بر قانون «كمپبل»، هر چه از شاخص‌های كمّی بیشتری برای تصمیم‌گیری اجتماعی استفاده شود، این تصمیمات، بیشتر مستعد تحریف و تخریب بود.

▫️علاوه بر این، تلاش برای وادار کردن افراد به تطبیق دادن کارهای خود با اهداف عددیِ ازپیش‌تعریف‌شده، موجب از بین رفتن نوآوری و خلاقیت می‌شود. همچنین این موضوع به طور اجتناب ناپذیری باعث می‌شود به جای اهداف بلندمدت، اهداف کوتاه‌مدت مورد تمرکز قرار گیرند. در برخی مواقع نیز، وقتی هیچ دستاورد واقعی برای نمایش وجود ندارد، تلاش برای گردآوری و انتشار داده‌ها، که نام آن را می‌توانیم «پیشرفت شاخص به جای پیشرفت واقعی» بگذاریم، به مهمترین تلاش برای شبیه‌سازیِ کاذب موفقیت تبدیل خواهد شد.

▫️حتی جالب اینجاست که اگرچه بسیاری از سیاستمداران، وفاداری خود را به سرمایه‌داری اعلام می‌کنند، اما اتخاذ و پیاده‌سازی رویکرد سنجش عملکرد مبتنی بر شاخصهای کمّی توسط آنها، درواقع تکرار بسیاری از نواقص ذاتی نظام شوروی سابق است: درست همانند برنامه‌ریزان اتحاد جماهیر شوروی که اهداف تولیدی را برای هر کارخانه تعیین می‌کردند، بوروکرات‌ها نیز برای عملکرد مدارس، بیمارستان‌ها، نیروهای پلیس و شرکت‌ها، اهداف قابل‌ اندازه‌گیری تعیین می‌کنند؛ و درست همان‌طورکه مدیران بنگاه‌های شوروی سابق، با تولید کالاهای بُنجُل به اهداف عددیِ تعیین‌شده از سمت برنامه‌ریزان بالادستی واکنش نشان دادند، مدارس، نیروهای پلیس و کسب‌وکارها نیز در حال تولید خدمات و کالاهای بُنجُل برای تحقق اهداف تعیین‌شده هستند.

▫️آنچه در پاراگرافهای بالا خواندید، بخشهایی از کتاب «در نقد شاخص‌های کمّی و سنجش عملکرد؛ ظلم و انحرافی که تمرکز بر شاخص‌های کمّی بر جامعه روا داشته است» و به بهانۀ ترجمه و چاپ آن در این هفته بود. این کتاب تحسین شده، چالش برانگیز و پرفروش در سطح جهانی را، به طور ویژه تقدیم می‌کنیم به همۀ عزیزانی که اساسا معتقدند «آنچه را که نمی شود اندازه‌گیری کرد، نمی‌توان مدیریت کرد» و یا عزیزانی که باور دارند (و حتی اینگونه مشاوره میدهند) که رؤسای جمهور، وزرا و مدیران شرکتها میتوانند صرفا از طریق کنترل داشبوردی از شاخصهای کمّی، به مدیریت مجموعه‌های ذیل خود بپردازند.

@Cafe_Strategy

https://shorturl.at/2a5ry
August 22, 2024 3.9K 77