@Booklovers880 · 484 subscribers
The short link opens the channel straight in the Telegram app — not in a browser tab.
tg.me/go/Booklovers880Is this your channel? Add @tgme as admin — and see how many people click your links. Get the stats →
Channel created April 17, 2024per Telegram
We have been tracking it since August 17, 2026
In all that time the channel has changed neither its name, nor its @username, nor its avatar.
We show only what we have seen ourselves.
پایان فصل هفدهم 🍓
بدنم که حسابی به هیکلش جواب داده بود و حالا که قیافهاش رو هم دیدم دیگه کارم تمومه! رسماً نابود شدم. هر چی عقل و هوش داشتم پریده. من میخواستمش و گور بابای عواقبش. آره، خیلی داره تند تند پیش میره، ولی با جاش، لازم نیست ماهها فکر کنم همین چند هفته کافی بود تا تصمیمم رو بگیرم. اون بهم حس زندگی داد. من…
سرم رو تکون دادم. «کاش بی ربط بود ولی بذار اینجوری بگم، یه دستیار پزشکی قانونی هست که فامیلیش با یه حرف صدادار تموم میشه، و من تقریباً مطمئنم دلیل اصلی استخدام شدن گِرِگ، یه ربطی به نحوه رسیدگی به یه سری جسدها داره. من فقط چند بار گِرِگ رو تو محل کار دیدم، و یه تفاهم نانوشته بینمون هست که تظاهر کنی…
باهاش بحث کردم:«این درست نیست» «چرا هست من از بچگی این دغدغه رو داشتم.» یهو خون تو رگهام یخ بست،کی تو بچگی همچین فکرهایی میکنه آخه؟ «منظورت چیه؟» گفت:«نه، نه،الان وقتش نیست. اگه بدترین موقع برای تعریف کردن داستان غمانگیز گذشتهی من وجود داشته باشه، دقیقاً بعد از اینه که یه نفر رو کشتیم.» «نامردیه…
سرم رو تکون دادم و گفتم: «این فشار جامعهست. بهت یاد دادن که کشتن کار اشتباهیه و فقط هیولاها این کارو میکنن، ولی این درست نیست. آدما به هزار و یک دلیل آدم میکشن بعضی وقتا تو عصبانیت یه لحظه این اتفاق میافته و تا آخر عمر پشیمون میشن یه وقتایی هم از سر ناچاریه، مثل زنی که شوهر بدرفتارشو میکشه چون…