بیا که فکر فرو رفته در شب مویت ستاره گم شده در پیچ و تاب گیسویت گمت… — اشعار بیژن عظیمی — TG.ME

 بیا که فکر فرو رفته در شب مویت
ستاره گم شده در پیچ و تاب گیسویت

گمت نمی‌کنم ای ماه ابر پوش زیبا
چگونه چشم ببندم به طلعت رویت

گرفتم آتش و من در مقابلت تسلیم
میان لشگر مژگان و تیغ اَبرویت

بخند باز  شود چال گونه‌ات پیدا
نگو که بغص گرفته به نای و گلویت

که تار و پود وجودت تنیده در تن من
بهشت گم شده‌‌ام در حصار بازویت

به شوق دیدن تو بی‌قرار می‌آیم
سرم به شانه‌ی پاکت  رِسم به پهلویت

تو شهرزاد من و قصه گوی من هستی
همیشه از تو سخن گفتم و ثنا گویت

کنون دوباره شدم عاشقانه جام به دست
اگر بهشت همین لحظه است و هوهویت

به خوشه‌های نگاهت هزار انگور است
شریک شادی بیژن شراب لیمویت 
۷۷۷
#بیژن_عظیمی.

🎼-خواننده؛صفوی۰۰۰مجید

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
Audio
👏1
September 7, 2026 36