اگر به گوشه‌ی چشمانش آش و لاش بیفتد دوباره وقت گدایی به آن نگاش بیفتد… — اشعار بیژن عظیمی — TG.ME

اگر به گوشه‌ی چشمانش  آش و لاش بیفتد
دوباره وقت گدایی به آن نگاش بیفتد

پیام عشق شنیدن سعادت است دعا کن
چراحواله‌ی عشقش به حیف و کاش بیفتد

دل خمار و خرابم طلب کند رُخ ماهش
که بر ستاره  ز شرم‌ رخش خراش بیفتد

به یک نگاه ببازم تمام دار و ندارم
چگونه میشود این دل به هر قماش بیفتد

گذشته تیر نگاهش ز چشم‌های اسیرم
و پیش اوست که در ورطه‌ی تلاش بیفتد

هزار جان گرامی فدای یار نجیبی
که با رسیدن  مقصد به ارتعاش بیفتد

به جز گریه به پای او هیچ کاری ندارم
بساط اشک به راه است یواش یواش بیفتد

۷۹۶
#بیژن_عظیمی

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
❤1🥰1
September 2, 2026 32 1