من جوشش فریادم من زادهی مردادم
ای علت ایجادم در پای تو افتادم
در سایه ی شهریور از عشق گذر کردم
در ابر و هوای دی گویی شده میلادم
در محفل اهل دل شیرین شده بازارم
مجنونم و آزادم افتاده چو فرهادم
دیوانه دلم دیدی خندیدی و خندیدم
باخندهی مستانه من راضی و دلشادم
ای یار دلارامم صد وعده به من دادی
هر روز به یادت در محرابم و میعادم
در تور نگاه تو من منفعل و رامم
افتاده در این دامم هر چند که آزادم
دنبال تو میگردم آغوش گشا امشب
بر جام لبت هر دم یک بوسه فرستادم
آن طرهی مویت شد زنجیر به افکارم
با حلقهی در دستم همبازی و همزادم
۷۹۵
#بیژن_عظیمی
🎤آتوسا رحیمی دختر ایل
1
1September 2, 2026 60 1