تو سادهدل وعاشق، من رند در این
بنبست
پیمانه به پیمانه گشتم ز زلالت مست
از دردِ فراق تو لرزان سحر و شامم
با گریه هم آوازم نیرنگ و ریا تا هست
چون قایق سرگردان در ساحل تنهایی
تا برکهی چشمان چون آینهات پیوست
گفتی که شدم عاشق یک باره گسستی دل
ای کاش بیاموزی ماندن هنر عشق است
گویا دل پر مهرت میسوزد و میدانی
در تلخی این ایام بیم است روم ازدست
هرچند که از وصلت صد غصه و غم آمد
در محضر آن محبوب دیدی دل من نشکست
۷۷۱
#بیژن_عظیمی
🎤فاطمه راشدی
1August 31, 2026 38