کی میدونه؟ شاید جایی که کلاوِ بکت از در حال مرگ بودن نورش حرف میزنه و آخر نمایش دوباره ظاهر میشه تا الگو رو تکرار کنه هیچ بافتِ معنوی یا الهی یا استعاری در کار نبوده و همش، و همهٔ بکت، ریاضیات باشه و هندسه، فیزیک باشه و فوتون، و بکت، این موجودِ ظریف و دقیق داشته زبانِ نور رو معماری میکرده، و موجوداتِ دانشگاهرفتهی بهخطا رفته همواره یه مسیحِ استخوانیِ گرسنه رو از ساختمان متنهاش کشیدن بیرون؟
کی میدونه، شاید این وقتِ شبی دارم چیز درستی میگم، یا چیز درستی رو به یاد میارم، که صبح قراره خودم اولین کسی باشم که درستیش رو انکار میکنم؟
July 27, 2026 675 5