سال ها بعد می رسد روزی
'که از امروز پیرتر شده ایم
مثل ماشین های اسقاطی
لنگِ چرخ و کمک فنر شده ایم
دائما پنچر است تایرمان
صفحه و دیسکمان عوض شده است
رفته فرمان زندگی از دست
همچنین فاقدِ سپر شده ایم
ما که امروز باغ انگوریم
خوشگل و خوش خوراک و خوش مشرب
شک نکن سال های بعد از این
شاخه ای خشک و بی ثمر شده ایم
گرچه کم مصرفیم امروزه
آن زمان روی خرج می افتیم
از خم و پیچ راه میفهمیم
وارد جاده ی خطر شده ایم
زخم های گوارشی داریم
روده و معده و مری و دهان ...
از زیادیِ مصرف دارو
دپرس و گیج و خون جگر شده ایم
لق و لق می کنند زانو ها
رفته از چشم هایمان سو ها
آنچه پیداست از شواهد امر
سودمان رفته و ضرر شده ایم
در سکوتی عجیب غوطه وریم
پرده ی گوشمان پر از جرم است
یا که دور از سر شما ...شاید
که به کل پاره است و کر شده ایم
عده ای پیر... دور هم گاهی
غزلِ شهریارمی خوانیم
مثل آن سیزده که او می گفت
از تمام جهان بدر شده ایم
آرزو می کنیم آن لحظه
که به ما بچه ها سری بزنند
پیرمردی بلند می پرسد
ما مگر مادر و پدر شده ایم؟
ناگهان یادمان می افتد که
همسری هم نداشتیم اصلا
معترف می شویم در آن روز
دور از جانتان که خر شده ایم
#آذین_قانع
#طنز
@azinghane ✍✍
6
2
1August 12, 2026 364 5 3