آیا روشنفکری سراغ دارید که جرات داشته باشد همچو حرفهایی دربارهی مردم ایران بزند و جان سالم به در ببرد؟
اگرچه دو نظام حکومتی اخیر ایران (جمهوری اسلامی و پهلوی) از زمین تا آسمان با هم فرق دارند، هم آن موقع میگفتند تمام مشکلات از حکومت است هم الان.
شکلی از سوگیری تودهای، افراطیتر از آنچه مارکس و پیروانش به آن قائل بودند، رایج است که در آن توده همیشه حق دارد و هرگز وظیفهای ندارد. نزد مارکسیستها این توده لااقل تا حدی وظیفه داشت آگاه شود و قیام کند. در ایران حتی آن وظیفه را هم ندارد، چون تصور میشود او را عمدا در جهل نگه میدارند (استعمارگران، حکومتهای دستنشانده، گلوبالیستها، فراماسونها، خلاصه هر کس غیر از خود ایرانی) تا ثروتهای افسانهای ایران را غارت کنند.
بعدالتحریر: چخوف در دوران تزاری مرد و تقریبا به هیچ یک از امراض روشنفکران روس دچار نبود و از این رو خصوصا از وقتی به بعد در غرب مورد علاقهی کسانی قرار گرفت که باقی روشنفگران روس را کمونیست، تودهای، مذهبی، آخرالزمانی و... میدانستند.
ما در دورهی دوم آشنایی با ادبیات روسی به او خواهیم پرداخت که اکنون دورهی اول آن درجریان است.
35
22
2
1December 22, 2025 2.9K 45