بازاندیشی مفاهیم فرهنگی
جشن ایرانی به مثابه مقاومت مدنی - شش
سر و کلهی گروهی که ایرانشناس نامیده میشوند (از سالار و آموزگار و اسپسگ و مهستگ بگیر تا نغوشاکش) در شبکههای اجتماعی پیدا شده است. حضورشان مثل من و شما نیست که با اسمی واقعی یا مستعار بیاییم و حرف دل خودمان را بزنیم. آنها در مقام شخص دانشگاهی حضور دارند. اغلب با نذکر به مقالات و شأن علمی و غیرهی خود با ما صحبت میکنند. طبعاً وقتی بر سر بخشهایی از سنت ایرانی بحثی میشود، اینان خود را برای اظهار نظر مقدم میدانند. اما این حضور متخصصین در بحثهای عوام در شبکههای اجتماعی بر خلاف انتظار مشکلاتی هم به وجود آورده است. من اینجا متعرض یکی از آنها میشوم.
میگفتند که شب یلدا در واقع جشن زایش ایزد مهر است و لذا جشنی میترائیستی است و به روم رفته و مسیحیان برای مقابله با دینهای پاگانی، کریسمس (شب تولد عیسی، خدای خود) را روی آن انداختهاند تا فراموشیده شود. ما که متخصص این امور نبودیم، میگفتیم لابد اینطور است. اکنون میگویند یلدا ربطی به ایزد مهر ندارد و اصلاً نامی است برای همان شب تولد عیسی که توسط مسیحیان سوریه به کار میرفته و با شب چلهی ایرانی خلط شده. ما که متخصص نیستیم باز هم میگوییم لابد اینطور است. روزی که متخصصان گفتند شیر بخورید و روزی که گفتند نخورید، شیر اصلاً مضر است، ما باز در همین موضع بودیم: تسلیم فرد غیرمتخصص.
ایرانشناسان تتبعاتی میکنند و بعضاً ابهاماتی تاریخی را حل میکنند (یا چنین گمان میکنند) و مثل هر گروه دیگر با هم اختلافاتی دارند و ... سوال اصلی اینجاست که برای ایرانی میانهحال چه فرقی میکند که چله همان یلدا هست یا نه، میترائیستی است یا مسیحی، ایرانی است یا رومی یا هر چیز دیگر؟ این استفهام انکاری نیست. منظورم این نیست که فرقی نمیکند. اتفاقاً میکند. اگر بهش بگویند و او بپذیرد که شب یلدا در اصل شب تولد عمر بن خطاب بوده، رفتارش عوض خواهد شد. چنانکه وقتی خیال میکند عرب به عجم یاد داده به صدای سگ بگوید پارس، به اصرار از شما میخواهد که به صدای سگ نگویید پارس که به قوم پارس توهین نشود.
اکنون که میدانیم فرق میکند باید این سوال را جدیتر بپرسیم: چه فرقی میکند؟ اینجاست که مسائل ایرانشناسان و راهشان (که میتوانند ایرانی نباشند و آنها هم که اسماً ایرانی هستند اغلب ایران را قابل نمیدانند که در آن زندگی کنند) ممکن است از راه ایرانی معمولی جدا شود. دغدغههای دانشگاهی، اسم در کردن از طریق عرضهی نظرات شاذ یا مخالفت با سنت جاافتاده، دعوای فرقهای درون دپارتمان یا بین این و آن دانشگاه و ... مسائل ایرانشناس است، جایش هم در پایاننامه و مجلات دانشگاهی. آوردن این اختلافات به فضای عمومی علامت نوعی کمبینایی اجتماعی است. حتی روشنگری دربارهی آخرین دستآوردهای ایرانشناسی به این شکل مستقیم در فضای مجازی بیشتر میتواند به فضلفروشی تفسیر شود، تا هر انگیزهی والای دیگری.
بیایید دوباره بپرسیم: برای میلیونها ایرانی که فکر میکنند باکلاستر است بگویند یلدا و آن را یک جشن اصیل "ایرانی" میانگارند (ایرانشناسان بهتر میدانند این "اصیل ایرانی"چه معجون مرکب مردافکنی است) و معتقدند شب تولد میترا الههی عشق (!) است و اسم آثار الباقیه به گوششان نخورده و قرون خالیه را با چرندیات معاصر خود پر میکنند، چه چیز این جشن است که "فرق" میکند؟
ایرانی در مراسم عاشورا شرکت میکند یا از آن تبرّی میجوید، با مد حیواندوستی از عید قربان اظهار انزجار میکند، ولی برای ولنتاین خودش را میکشد و همزمان سپندارمذگان را هم تمسخر میکند و اگر پول مفت داشته باشد درخت کریسمس تزئیین میکند و اگر دل خوش و مغز تهی داشته باشد هالوئین میگیرد، (چطور هنوز تنکسگیوینگ نمیگیرد عجیب است) و اگر احساس کند ممکن است خوش بگذرد، یا اگر با معنای "رفع القلم" آشنا شود، عمرکشان هم ممکن است بگیرد، جوری که باکخانال و ساتورنالیا را روسفید کند و...
برای من در مقام شخصی که تخصصی در ایرانشناسی ندارد صورت مساله مشخصاً این است: این موجود را چگونه میتوان درون چهارچوبی قرار داد؟ غرض سودای محال رسیدن به یک هویت اصیل و ناب ایرانی و توهماتی از این قبیل نیست که نه ممکن است و نه مطلوب. غرض این است که بیهویتی و بلاتکلیفی را با تکثرگرایی و تنوع فرهنگی اشتباه نگیریم.
کارکرد این جشنها ایجاد نوعی احساس تعلق و بالا بردن توان تابآوری برای جامعهای است که اتمیزه شده و فرد در آن هیچ تکیهگاه یا پیوندی ندارد و به حد استیصال تنها و اغلب درنده است. اگر تبیین منشاء مسیحی و نه میترائیستی یلدا و تمایزش یا تطابقش با شب چله به این امر کمکی میکند، جایش در فضای مجازی است و باید از آن استقبال کرد، ورنه باید لطف کند و به ژورنال اَکَدمیک و محافل ازوتریک ایرانشناسان بازگردد.
#بازاندیشی_مفاهیم_فرهنگی
سپاس ریوندی
43
10
3
2
1December 21, 2025 2.2K 31