دون خوان با اینکه برای باورها اصالتی قائل نیست و آنها را ابزاری بیش نمیداند.
اما عمل به آنها را واجب میشمارد. حتی اگر این باور چیز مهمی نباشد مثلا اینکه باید هر هفته استخر بروم.
اگر کسی باور دارد که هفتهای یک بار استخر رفتن برایش لازم است، باید این کار را انجام دهد. زیرا تونالی که بطور نسبی به باورهایش هم نتواند عمل کند هیچ راهی به کمال نخواهد یافت. تونالی که انضباط در همین حد را تحمل نکند بعنوان نامناسب شناخته شده و نمیتواند داوطلب ساحری باشد.
حتما در جریان هستید که چند وقت پیش جدالی لفظی بین دکتر غنی نژاد و عبدالکریم سروش اتفاق افتاد که در نهایت دکتر سروش، غنی نژاد را به دوختن دهان تهدید کرد. 😁
دکتر سروش حق فراوانی به گردن روشنفکران دینی دارد او درواقع بخش محقق و مفسر این جنبش بود. در سالهای دهه هفتاد متعصبین دینی او را تحمل نکردند و در سخنرانیهایش اخلال کردند و در نهایت او را که مدعی مدارا و تساهل بود از کشورش راندند.
جریان روشنفکران دینی در ایران نه تنها باعث گشایش فضای سیاسی فرهنگی نشد، بلکه پس از مدتی روندی در جهت معکوس اهداف آنها در جامعه شکل گرفت.
چیزی که در نهایت جامعه را به بحرانی دچار کرد که هنوز گریبانش را رها نکرده است.
آیا اینکه روشنفکران دینی در نهایت شکست خوردند و جامعه به دو گروه بشدت شریعت مدار و در سوی دیگر غیر دینی و حتی ضد معنوی تقسیم شد به همین دلیل نبود که نه سردمداران شریعت به آنچه باور داشتند عمل میکردند و نه بزرگان جریان اصلاح دینی به تساهل و تسامح و گسترده کردن دامنه تحمل دیگران میپرداختند؟
بنظرم پاسخ مکتوب دکتر سروش با دامنه مطالعات و تحقیقات در شریعت و عرفان و غیره به دکتر غنی نژاد بخوبی این را نشان داد که لازم نیست خیلی بدانیم، اما واجب است به اندک دانستههای خود که به آن باور داریم عمل کنیم.
شاید یکی از مشکلات اصلی جامعه ما از منظر سیستم دون خوان همین باشد که اولا
باورهای جزمی و متعصبانه زیادی در هر سمت تبلیغ میشوند اما به آنها عمل نمیشود.
و دوم اینکه باورهای ساده و کم اهمیتی که باید کنار گذاشته شوند بعنوان حقیقت لایزال معرفی شده اند.
مردم دبیرشورای امنیت ملی را میبینند که برای دخترش عروسی آنچنانی و مختلط میگیرد همان که سه سال قبل فرمان سرکوب جنبش مهسا را داده بود و در سوی دیگر دکتر سروشی را میبینند که فرمان به دوختن دهان میدهد حال آنکه خودش مبلغ پلورالیسم دینی و تسامح بود. فردی که سالهاست از وطنش رانده شده است.
پس بنظرم واقعا دون خوان را باید جدی گرفت. بخصوص در بخش بایستی باور کردن ها او حلقه مفقوده ای را به فضای بیمار ذهنی کشور ما هدیه میدهد که
اگرچه مهم است که به چه باور دارید اما از آن مهمتر این است که به آن باوری که تبلیغش میکنید عمل نمایید. حال این چه در حوزه فردی باشد چه در سطح حکمرانی.




