🔸یک دو سطر تاریخ
✍ یادآوری نامهای از تقیزاده و شعری از ابوالعینک
در نامههای لندن از دوران سفارت سیدحسن تقیزاده در انگلستان که سالها پیش به کوشش ایرج افشار منتشر شد ذکر محاسن آمریکا مکرّر آمده است. از جمله در نامهای که تقیزاده به تاریخ 8 آذر 1321 ش خطاب به قوام السلطنه نخستوزیر وقت مینویسد. دهۀ بیست را شاید بتوان اوج ایام خوشنامی آمریکا در ایران دانست. علت این حسن ظن هم در کنار بسیاری اسناد و مدارک تاریخی دیگر در همین نامۀ مورد بحث آمده است:
"اغلب مردمِ آنجا از آلودگی خارجی و مداخله در خیر و شرّ ممالک دیگر خودداری دارند" (ص 11)
به همین سبب "اتصال به آنها از هر حیث مفید است" (همان)
و چرا نباشد؟ قدرت نوظهوری که ظاهرا بیچشمداشت، با ممالک ضعیفتر ارتباط و تعامل دارد و چه بسا به ایشان در خلاصی از شرّ استعمار و استکبارِ قدرتهای سنتی یاری میرساند. اما تقیزاده (همان رجلی که در دورهای عقیده داشت از فرق سر تا نوک پا باید فرنگی شویم و از این بابت در دورۀ حیات و البته پس از وفات هم فراوان شماتت شد) ضمن برشمردن مزایای این رابطه برای ایران به نکتهای اشاره میکند که اگرچه امروز اظهر من الشمس است به عنوان متنی از قریب نودسال پیش، جالب توجه مینماید. او مینویسد:
انتشار آمریکاییها در ایران و تزاید نفوذشان یک نتیجۀ مکروه و نامطلوبی هم ممکن است داشته باشد که اگرچه فی حدّ ذاته به نظر مهم نمیآید ولی اگر غفلت از جلوگیری آن بشود ثمرات موجب زحمت تولید تواند کرد و آن حمایت و رعایتی است که آمریکاییها از قوم یهود میکنند و این فقره به حدّ معتدل هیچ عیبی ندارد و البته ایران همیشه نسبت به یهود رؤوف و عطوف بوده و خدا نکند که روزی بعضی افکار مضرّه شیوع یابد که باعث مزاحمت مردم به هموطنان یهودی خودشان که کوروش آنها را از اسارت آزاد کرد و داریوش اجارۀ تجدید تعمیر بیت المقدس را به آنها داد و خشایارشاه به شفاعت زن یهودیۀ خود استر از قتل عام آنان جلوگیری کرد بشود. چه ایران در هر تاریخی در عهد اشکانیان و ساسانیان و دورۀ اسلامی نسبت به آنها مدارا و عطوفت داشته و حتی در عهد ایلخانیان سعدالدوله وزیر اول مملکت، یهودی بود. لکن افراط در راه دادن به این جماعت و مدعیات افراطی آنها و خصوصاً به یهودیهای خارجی فتنهطلب صهیونی که با مقاصد تحریکات و نیات سوء حالا از هر طرف در پناه حمایت خارجی به ایران میریزند موجب نتایج وخیمی تواند شد که از شرح آن در اینجا محض احتراز از مزید تصدیع خودداری میکنم. (ص 11 و 12)
آگاهی از ادامۀ ماجرا برای خوانندگان این متن نباید خالی از فایده باشد اما به گمانم اهل اشارت را همین مقدار کفایت کند. در هرحال اگر کنجکاوید میتوانید خود داستان سازمان صهیونیزم در ایران را در آن سالها و کمی پیشتر یعنی از دوران مشروطه تا پایان پهلوی اول نیز پی بگیرید. داستان امثال شموئل حییم کرمانشاهی را که زمانی نمایندۀ مجلس شورای ملی شد و بعدها به اتهام توطئه علیه نظام و تشویق هموطنان یهودیاش به مهاجرت به اورشلیم و... در حکومت رضاشاه اعدام شد.
اما شش سال پس از تاریخ نگارش نامۀ تقیزاده، یعنی به سال 1327 خورشیدی، اسرائیل اعلام موجودیت کرد. در آن سال عبدالحسین هژیر نخستوزیر ایران شد و به روایت حالت، رغم عموم مردم ایران و نیز اهالی منطقه با روند جاری در آن برهه که به درگیری کشورها و ملتهای خاورمیانه با اسرائیل انجامید موافقت و همراهی نداشت. به هرحال در ایران قیام شد و در تظاهرات علیه او عدهای کشته و مجروح شدند. از این رو ابوالقاسم حالت در نشریۀ توفیق، هژیر را در شعری "اجیر" خطاب کرد:
دستِ دین تشتِ ترا انداخت از بام ای اجیر
ریخت این ساقی ترا زقّوم در کام ای اجیر
متفق گشتند با هم باز دال و یا و نون
تا شود قدّت ز غم چون لام الف لام ای اجیر
لاجرم امروز صهیونیزم یارت میشود
تا که برداری قدم بر ضدّ اسلام ای اجیر
گر که لطف آیة الله است (مقصود کاشانی است) یارِ مسلمین
غم مخور یار تو هم گشته است خاخام ای اجیر (دیوان ابوالعینک، ص 175)
https://t.me/Anjomanara
Telegram
انجمنآرا (رضا موسوی طبری)
در ادب و تاریخ و لغت
به قلم رضا موسوی طبری
@mousavitabari

June 6, 2026 571 12