قطعۀ ملخیه در خبرها آمده بود که نقاطی از مشهد عزیز گرفتار هجوم ملخ‌ها… — انجمن‌آرا (رضا موسوی طبری) — TG.ME

🔸قطعۀ ملخیه

در خبرها آمده بود که نقاطی از مشهد عزیز گرفتار هجوم ملخ‌ها شده است. اندیشناک شدم مبادا اوضاع طوری پیش برود که توصیف شیخ اجل سعدی شیرازی از وضع دمشق آن روزگار، برای ما تکرار شود:

چنان قحط شد سالی اندر دمشق
که مردم فراموش کردند عشق

...نه در کوه سبزی، نه در باغ شخ
ملخ بوستان خورده، مردم ملخ

نستجیر بالله. دور باد، دورباد این بلیه از ما. با این همه باران که شکر خدا امسال داشتیم در زمین‌ها برکتی است که بعون الوهاب سایۀ جنگ که از سر ملک و ملت کم شود فصل فراوانی است و تلاش برای رفع و دفع گرانی.

و اما به بهانۀ هجوم ملخ‌ها یادآوری کنم قطعۀ ملخیه را که شاعری در دورۀ مشروطه یا اوایل پهلوی در خصوص ازدیاد ملخ در شهر یزد سروده و به نوعی به هجو ساختار بوروکراتیک عهد خود پرداخته است. قطعه‌ای‌ست طنزآمیز که شاعرش را هنوز نشناخته‌ام. هرچه هست از حیث تاریخی و ادبی واجد اهمیت است و باید در خصوص جوانب مختلفش تحقیق کرد.

دو نماینده آمدند به یزد
بهر تفتیش کار پور ملخ

شد به دارالحکومه کمسیونی
پی تحقیق در امور ملخ

چون برآیند -عدّه‌ای گفتند-
این دو تازه جوان به زور ملخ

بود رأی مشیر این‌که کنند
کشتخوانات را قبور ملخ

این یکی گفت برف 308
زده آتش همی به گور ملخ

لیک باید ز فارس وز کرمان
شد کنون مانع عبور ملخ

مر ادارات دولتی را نیز
شد مقرّر گه ظهور ملخ

سخت و سنگین وظیفه‌ها که مگر
بشکند صولت و غرور ملخ

در بلوک امنیه، به شهر آژان
نهراسد ز عرّ و عور ملخ

گاه تعقیب و گه کند توقیف
گر اناث است و گر ذکور ملخ

نیز تحصیلدار بستاند
حدّ سه نیم یا عشور ملخ

کند احصائیه همی مشمول
عدۀ زاید از کرور ملخ

بکند تمبر عدلیه الصاق
بر پَرِ نرمِ چون بلور ملخ

هم معارف به مدرسه ببرد
پور نادان بی‌شعور ملخ

تا که هوچی شوند این حشرات
پُر شود عالمی ز شور ملخ

شرح بعضی کلمات:
مشیر: مشورت‌کننده و تدبیرکننده و وزیر و صاحب مشورت.
کشتخوانات: جمع کِشتخوان؛ جای کشت. محل کشت و کار.
برف 308: ظاهرا کد هواشناسی یا چیزی شبیه به آن.
بلوک: ناحیه‌ای شامل چند قریه و ده.
امنیه: سرباز مأمور حفظ انتظامات و آرامش در طرق و شوارع و قری و قصبات.
آژان: پاسبان.
تحصیلدار: جمع‌کنندۀ مالیات.
عشور: ده یک گرفتن از مال کسی.
احصائیه: ادارۀ آمار و سرشماری.
معارف: مقصود وزارت معارف است.
هوچی: شلوغ‌کن. آنکه عوام را اغوا کند در ظاهر برای منافع آنان و در باطن برای سود خود (دهخدا). این کلمه که حرف نخستش در لغت‌نامه با فتحه و ضمه هر دو آمده احتمال دارد که کوتاه‌شدۀ هیاهوچی باشد. به اعتبار این بیت از میرزاده عشقی:
وزین روی جمعی تبه‌کارها
هیاهوچیان، دولت‌آزارها...
البته وجه دیگر هم گفته شده است.

https://t.me/Anjomanara
Telegram
انجمن‌آرا (رضا موسوی طبری)
در ادب و تاریخ و لغت به قلم رضا موسوی طبری @mousavitabari
June 2, 2026 566 9