مادر ؛کاش خانه ای قدیمی داشتیم،دیوارهایش کاهگلی بود و تو در حیاطش گل و سبزی می کاشتی،ایوان را جارو می کردی،عطرِ غذایت تمامِ اطراف را برمیداشت،نمی دانم دستانت چه داشت اما هر چه بود بوی زندگی می داد. دست به هر چیزی می زدی رنگِ زندگی می گرفت،کاش میشد قوتِ دستانم را به دست های بی رمق و از زندگی کوتاهت بدهم،تا دوباره خانه، خانه شود. و زندگی ،زندگی شود. اما افسوس ک دیگر خانه همان خانه نیست و آدم هایش همان آدم ها نیستند و زندگی شبیهِ هر چیزی هست جز زندگی-
چهارمین سالگردت تسلیت مادر🖤
