از من گذشته بود! من تا گردن در واقعیت غوطه می‌خوردم و می‌دیدم که مرگم… — ژیکان — TG.ME

از من گذشته بود! من تا گردن در واقعیت غوطه می‌خوردم و می‌دیدم که مرگم به اصطلاح قدم به قدم دنبالم در حرکت است. فکر کردن به هر چیزی در نظرم دشوار بود جز به سرنوشتی که از نظر همه بسیار طبیعی است، یعنی به مرگ تدریجی.

📚 سفر به انتهای شب
#لویی_فردینان_سلین
@zhican
❤1🔥1
June 14, 2026 289 2