🖼پوستر
قسمت قبلی⏮
❈آلکسیوس تصور میکرد اوضاع سرانجام تحت کنترل درآمده؛ غافل از اینکه خطری بزرگتر از غرب در راه بود...
✢در سال ۱۰۹۶ میلادی، پس از گذشت چند ماه، امپراتوری بیزانس سرانجام فرصتی برای نفس کشیدن پیدا کرده بود. امپراتور آلکسیوس اول کومننوس بهتازگی حملهٔ ترکان کومان در بالکان را چنان درهم شکسته بود که بعید به نظر میرسید هیچیک از قبایل استپهای روسیه به این زودیها بار دیگر دست به تاختوتاز بزنند.#جنگ_صلیبی
✢در آسیای صغیر نیز، به لطف سیاستهای سنجیدهٔ آلکسیوس، سلجوقیان روم با شتاب در مسیر تجزیه و زوال قرار گرفته بودند و امپراتور امیدوار بود بهزودی حملهٔ متقابل خود را آغاز کند؛ اما میخواست زمان این حمله را خودش تعیین کند.
✢ارتش بیزانس، که در نبردهای گذشته فرسوده شده بود، هنوز به زمان کافی برای تجدید قوا نیاز داشت. مشکل کمبود نیروی جنگی نیز همچنان پابرجا بود و امپراتور را در تنگنا قرار میداد. آلکسیوس بیمیل نبود از غرب سربازان مزدور استخدام کند و بدون تردید، به موفقیت نمایندگان خود در ایتالیا امید بسته بود.
✢اما اکنون خبری به او رسیده بود که برخلاف انتظارش، بهجای چند گروه کوچک از شوالیهها یا دستههایی محدود از سربازان مزدور، بخش بزرگی از نیروی نظامی غرب اروپا در حال حرکت به سوی قسطنطنیه بود.
✢آلکسیوس از شنیدن این خبر خرسند نشد. او از تجربه دریافته بود که فرانکها مردمانی آزمند هستند و در وفاداری، دوستانی چندان قابل اعتماد نیستند؛ اما در میدان نبرد، مگر آنکه سود جنگ برایشان قطعی نباشد، میتوانند دشمنانی هراسانگیز و مهیب باشند.
✢به گفتهٔ شاهزاده آنا کومننوس، دربار سلطنتی با نگرانی فراوان دریافت که گویی تمام قبایل جنگجوی غرب، از آن سوی دریای آدریاتیک تا صخرههای هرکول ــ یعنی جبلالطارق ــ به همراه خانوادهها و کسان خود، از جای کنده شده و از سراسر اروپا به سوی آسیا در حرکتاند.
✢نهتنها خود آلکسیوس، بلکه مردم بیزانس نیز سخت بیمناک شده بودند. امپراتور در خواب دید که دستههای انبوه ملخ، سراسر سرزمین بیزانس را درمینوردند و تاکستانها را میبلعند، اما به مزارع آسیبی نمیرسانند.
✢خوابگزاران، با توجه به نظر مقامات درباری که نمیخواستند اضطراب و نومیدی در میان مردم گسترش یابد، چنین تعبیر کردند که غله نشانهٔ مسیحیان مؤمن است و این خواب نشان میدهد که آنان از آسیب فرانکها در امان خواهند ماند؛ اما اعراب به دست آنان نابود خواهند شد، زیرا تاکستان نماد نفسپرستی و دنیادوستی آنان دانسته میشد.
✢شاهزاده آنا در درستی این تعبیر تردید داشت؛ بااینحال، شباهت دستههای بیشمار ملخ به انبوه فرنگیان، بر هیچکس پوشیده نبود.
❈آمادهسازی بیزانس
✢آلکسیوس بدون ایجاد هیاهو، آرامآرام مقدمات ورود صلیبیان را فراهم کرد. لازم بود آذوقهٔ جنگجویان فرنگی در سراسر مسیر حرکتشان از قلمرو امپراتوری تأمین شود و برای جلوگیری از غارت آبادیها نیز اقدامات احتیاطی صورت گیرد.
✢انبارهای آذوقه در شهرها و مراکزی که در مسیر صلیبیان قرار داشتند، از غله پر شد. همچنین نیرویی انتظامی سازماندهی گردید تا پس از ورود دستههای مختلف صلیبی به خاک بیزانس، از آنان استقبال کرده و سپس مسیرشان را تا قسطنطنیه زیر نظر داشته باشد.
✢دو شاهراه اصلی، شبهجزیرهٔ بالکان را درمینوردیدند.راه نخست، مسیر شمالی بود که پس از عبور از مرز امپراتوری در بلگراد، از شهرهای نیش، صوفیه، فیلیپوپولیس و آدریانوپل میگذشت و در نهایت به جنوبشرقی میرسید.
✢راه دوم، جادهٔ اَگناتیا بود که از دیرهاکیوم آغاز میشد و از طریق اُخرید و وِدنا به تسالونیکا میرسید؛ سپس از مسیر موسینوپولیس و سلیمبریا ادامه پیدا میکرد و سرانجام به پایتخت امپراتوری، قسطنطنیه، منتهی میشد.
✢از زمان زیارت بزرگ آلمانیها در سال ۱۰۶۴ میلادی، زائران غربی کمتر از مسیر نخست استفاده کرده بودند و در مجموع نیز شمار زائران کاهش یافته بود. کسانی که عازم شرق میشدند، بیشتر مسیر دوم را ترجیح میدادند.
✢از سوی دیگر، خبر حرکت نهضت صلیبی از ایتالیا نیز به آلکسیوس رسیده بود. بنابراین او انتظار داشت فرانکها پس از عبور از دریای آدریاتیک، جادهٔ اَگناتیا را در پیش بگیرند.به همین دلیل، خواربار کافی به دیرهاکیوم و دیگر شهرهای مسیر فرستاده شد.
✢آلکسیوس به ژان کومننوس دستور داد از صلیبیان استقبال و بر رفتارشان نظارت کند. همزمان نمایندگانی از قسطنطنیه و ناوگانی به فرماندهی نیکلاس ماوروکاتاکالون برای مراقبت و خبررسانی اعزام شدند و خود امپراتور نیز در پایتخت منتظر اخبار ماند.
✢آلکسیوس که انتظار داشت حرکت صلیبیان از ۱۵ اوت آغاز شود، در تدارکات شتاب نکرد؛ اما اواخر مه ۱۰۹۶، پیکی خبر آورد که نخستین لشکر فرنگیان از مرز مجارستان گذشته و وارد خاک بیزانس شده است.
𝐙𝐞𝐢𝐭 & 𝐆𝐞𝐢𝐬𝐭

