همسرم اوائل آشنائیمان بهم میگفت که دائیش ( که خیلی مهربان و درجه‌یک… — زايــش — TG.ME

همسرم اوائل آشنائیمان بهم میگفت که دائیش ( که خیلی مهربان و درجه‌یک است ) به شوخی بهش میگفته: حاضری بهت یک ماشین نو و یا یک‌ ویلا در شمال و یا مقدار زیادی پول بدهند ولی به عوضش، یک چشم و یا یک پا و یا یک دست نداشته باشی!؟ …. و پاسخ با خنده توامان «نــــه» بوده، نه‌ای بزرگ. ببنید دستاورد نظام مقاومتی ج ا چه بوده که مردم بجایی رسیده‌اند که حاضرند چند ساعت ـ فقط چند ساعت ـ در آرامش زندگی کنند، بعد بمیـــرند 😭 به چهره مات و متبسم ابوطالب در آخر کلیپ چند بار بدقت نگاه کنید تا خوب متوجه شوید معیری چه گفته است: لب فروبسته‌ام از ناله و فریاد ولی دل ماتم‌زده در سینهٔ من نوحه‌گر است گریه و خندهٔ آهسته و پیوستهٔ من هم‌چو شمع سحر آمیخته با یکدگر است داغ جان‌سوز من از خندهٔ خونین پیداست ای بسا خنده که از گریه غم‌انگیزتر است 😭😭😭 ننگ و شرم بر ج ا و حمالان و حامیانش @Zayesh

July 13, 2026 739 14